تبليغاتX
هرکس را توتمی هست،وقلم توتم ماست
اجتماعی،فرهنگی،سیاسی
سالروز عروج ملکوتی پیر و مرشدم امام راحل ،بت شکن تاریخ معاصرخمینی کبیر بر تمامی آزادگان جهان و رهروان راه آن

بزرگمرد تاریخ تسلیت باد.

   **************************************************

قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بر تمامی  مردم ایرانزمین  تسلیت باد.

*************************************************

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:4  توسط علی معین فر  | 

ارتحال عالم رباني ،فقيه عاليقدر ،يكي از مراجع تقليد شيعيان جهان

حضرت آيت الله العظمي بهجت


برعموم شيعيان و مقلدان آن بزرگوار روشن ضمير تسليت باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 19:18  توسط علی معین فر  | 

موسوی در پی زیبا کردن زندگی برای تمام اقوام ایرانی است. او تجربه تمام عیار غیرت دفاع از کشور در دوران دفاع مقدس از یک سو وقرار دادن سیاست در خدمت انسانیت از سوی دیگر است .موسوی زنده ماندن انسانیت رادر گرو تلفیق سیاست با صداقت می داند. او امروز آمده است تا ملت ایران قدرت نظامی خود،و یا امکان فعالیت سیاسی و علاقه بدان رااز دست ندهدوتفکرات توده وار و فردگرایانه امکان دوام وتثبیت پیدا نکند.اندیشه نخست وزیر دوران دفاع مقدس مبتنی بر مشارکت سیاسی مردم در تعیین سرنوشت خویش در لوای قانون است.جرا که او تشخیص خوب بد را قانون می داند.موسوی نتیجه فقدان مشارکت سیاسی مردم را غلبه بیگانه یا استقرار دولت نظامی،یا سلطانی میداند. امروز عدم فعالیت سیاسی ومشارکت در روند پیشرفت جامعه ممکن است از طرفی تحمیلی باشدو از جانب دیگر در اثر بی اعتمادی به طور داوطلبانه پذیرفته شود.موسوی با درک این شرایط می خواهد دولت دهم به عنوان نهاد کنترل قدرت وتعیین مناسبات میان انسانها را بر پایه تعقل قرار دهد،تا مردم ایران به تساوی حقوق برسند.چرا که نهادینه کردن نظام خویشاوند سالاری در جامعه امروز ایران این تساوی حقوق را از ملت ایران سلب کرده است.مبارزه با چنین روندی دولتی بر خاسته از رای مردم می طلبد.موسوی با آمدن خویش به کسانی که رای مردم را بعنوان زینت در انتخابات میدانند این پیام رادارد که دیگر دوران مرید مرادی اقتدار دولتها سپری شده است واین رای مردم است که در نظام مردم سالار دولتها را در مقابل مردم پاسخگو میکند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 1:27  توسط علی معین فر  | 

امروز مشارکت سیاسی از جمله مولفه هایی است که بیشتر در حوزه عملی و واقعی معنی دار است تا در حوزه گرایش های برداشتی و احساسی .شکی نیست که عدم مشارکت سیاسی در انتخابات گذشته از سوی آراء خاموش ،کناره گیری آنان از جمع و گرایش های اجتماع گریز را باید از جمله موانع توسعه سیاسی به حساب آورد.شاید دلایل این خاموشی آراء را در بی اعتمادی به نبود رابطه سالم مسئولین با مردم در بیان حقایق دانست ،که به کاهش مشارکت و به تبع آن از میان رفتن پشتوانه های اجتماعی برای توسعه جامعه مدنی منجر می شود.

درحالیکه یک جمعیت بی تفاوت برای جامعه تهدیدی به شمار می آید،گرچه در اینجا درجه بی تفاوتی مطرح است ،زیرا برخی از بخشهای جامعه همیشه دست کم مقداری برای سرنوشت سیاسی خود قدری بی تفاوتی را نشان می دهند‌،اما جمعیت جامعه در برخی موارد ممکن است چنان بی تفاوت گردد که اجزای گوناگون سازنده جامعه از عملکرد بیفتد و جامعه را دچار تنش های سیاسی و فرهنگی نماید.در این گفتار این نسل خاموش می تواند برای مهندس میر حسین موسوی یک نیروی بالقوه فرصت جهت اصلاحات در ابعاد مختلف زندگی مردم در ایران اسلامی باشد.در صورتی این میسر می شود که دوستداران مهندس میر حسین موسوی روش کارآمدی را برای برقراری روابط درست و منطقی با این خیل عظیمی از آراء خاموش برقرار نماید.برای به حرکت درآوردن این نیروی بالقوه در جامعه امروز ایران اسلامی ،بایستی مهندس میر حسین موسوی اهداف و چشم انداز دولت دهم را بر دوستی ،نوعدوستی ،احقاق حقوق اقوام مختلف ایران از یکسو و بها دادن به تخصص و دستاوردهای افراد به جای ویژگی های خویشاوند سالاری "به ویژه همکاری داوطلبانه میان اقوام ایرانی " قرار دهد.جامعه ایرانی می بایست با روابط توام با سرمایه اجتماعی و از همه مهمتر با ارزش ها ،هنجارها و یک اخلاق مشترک نیرومند ،توسط کارشناسان توام با عقلانیت انسجام یابد.در جامعه آینده ایران نقش دولت باید محدود به تعیین این امر باشد که مردم چکار نباید بکنند و نه اینکه حکم کند که آنها چکار باید بکنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 8:36  توسط علی معین فر  | 

«مهندس موسوی در ابتدای کنفرانس مطبوعاتی خود در مقدمه‌ای، با تاکید بر قانون‌گرایی در کشور، گفت که وقتی قانون‌گریزی به یک رویه تبدیل شود باید نسبت به نظام احساس خطر کنیم.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، مهندس میرحسین موسوی، یکی از مهم‌ترین دلایل حضور خود را مساله‌ی قانون‌گریزی عنوان کرد و گفت: اجرای قانون هر چند در شکل صوری، قدم اول برای حفظ و حراست از کرامت انسانی و حفظ منافع ملی است.هیچ مساله‌ای بالاتر از اجرای قانون نیست».

 

«موسوی با بیان اینکه وقتی شرایطی ایجاد کنیم که قانون‌گریزی نه یکبار بلکه بارها تکرار و تبدیل به رویه شود باید نسبت به نظام خود احساس خطر کنیم ادامه داد: ممکن است قانون‌گریزی با نیت خوب هم صورت گرفته باشد اما فکر می‌کنم هیچ مساله‌ای بالاتر از اجرای قانون نباشد».

با توجه به نكته اساسي كه آقاي مير حسين موسوي در شرايط كنوني جامعه ما در مورد قانون گريزي مطرح مي كند موارد زير جهت تنوير افكار عمومي قابل تبيين و بررسي است.در واقع قانون ،حيثيت و شرف و ناموس اجتماعي يك جامعه است، قانون به زندگي اجتماعي انسان معني مي دهد و زندگي را با آسايش امنيت و عدالت توام مي سازد و نظم و ثبات اجتماعي را در جامعه تحقق مي بخشد،تداوم زندگي اجتماعي انسان بدون قانون و مقررات امكان ندارد ،بطوريكه هيچ اجتماعي بدون تكيه به قانون اميدي به تداوم زندگي خود نخواهد داشت.بطور كلي قانون پذيري جامعه ما نياز به توسعه فرهنگي دارد و آن از طريق 4 فرايند زير قابل دسترسي است :

1-    نگرش علمي بر فرهنگ جامعه حاكم شود،منظور اينكه الگوهاي جديد علمي ومنطقي طي چنين جرياني در جامعه جايگاه خود را پيدا مي كنند و عمدتا بدان وسيله است كه قانون پذيري در جامعه ما قابل دستيابي مي باشد.

2-    فرهنگ مناسب توسعه اقتصادي در جامعه مي بايست جايگاه خود را پيدا كند.از اين طريق و به دنبال دستيابي به عناصر مناسب فرهنگي يك جامعه مورد نظر ،قادر مي شود زمينه هاي توسعه اقتصادي و اجتماعي خود را فراهم كند و بدان وسيله نظم اجتماعي  در جامعه حكم فرما مي گردد.

3-    اعتقاد به لزوم رعايت حقوق ديگران توسعه يابد : اين خود جرياني است كه از آن طريق توسعه اجتماعي و اقتصادي تا حد زيادي تضمين مي گردد ؛ يعني از طريق توسعه انظباط عمومي ،انظباط اجتماعي و حفظ حقوق ديگران در جامعه كه خود حركت فرهنگي مي باشد؛جامعه مي تواند به توسعه اجتماعي دسترسي پيدا كند.

4-    نظم پذيري جمعي بصورت يك باور فرهنگي پذيرفته شود: يعني اعتقاد و ايمان پيدا كردن به قوانين و هنجارهاي اجتماعي از سوي مردم و دولتمردان ، پايبندي به قوانين و زمينه هاي مختلف انظباط اجتماعي از سوي مسئولين ، مجموعه چنين عناصري خود پيشنياز هرگونه تحول اجتماعي،سياسي و اقتصادي مي باشد.

با عنايت و توجهي كه بر لزوم  و ضرورت وجود قانون بوده و هست اما متاسفانه آفتي كه امروز جامعه ما كم و بيش با آن مواجه است بي اعتباري يا كم اعتباري و عدم اجراي صحيح و كامل قوانين مي باشد.بنابراين آقاي مهندس مير حسين موسوي به نكته بسيار باريك و برجسته خواسته هاي مردم ايران انگشت گذاشته است .اميد آنست كه نخست وزير محبوب دوران دفاع مقدس به آسيب هاي ديگر جامعه ما كه مهمترين آن خويشاوند سالاري است ،توجه و عنايت خاص داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 0:56  توسط علی معین فر  | 

رحلت بانوی اسلام و همسر با وفای حضرت امام خمینی (ره) بر پیروان راه  آن امام بزرگوار تسلیت باد.

                 **************************************************************

مردم رفتاري را در پيش مي گيرند كه پادا شي به همراه دارد،نياز هايشان را بر طرف مي كند در اين صورت براي رسيدن به حد اكثر دست به فعاليت هاي مبادله مي زنند،آنچه مورد توجه قرار مي گيرد روال هاي عقلاني است كه به واسطه آن مردم در كنش هايشان تصميم گيري مي كنند. شايد آسانترين راه توصيف نظريه انتخاب كنش عقلاني و بررسي آن از زاويه كوشش هايي باشد كه براي ساختن الگو هايي از رفتار افراد صورت مي گيرد،هنگامي كه در شرايط خاص دست به كنش هاي عقلاني مي زنند.

لذا خاتمي مي دانست جايگاهش در ميان مردم به چه ميزان است، و مي دانست چه امكانات و منابعي در اختيار دارد و درجه بندي از اولويت هاي سياسي،اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي را بر حسب اولويت مرتب كرد و آن چيزي را انتخاب كرد كه بيشترين رضايت خاطر يا منفعت را برايش به بار آورد. تبييني كه در انتخاب كنش عقلاني خاتمي مي توان بيان كرد ، تبيين قصدي است، به اين معنا كه آرزو ها و عقايد فردي او دلايلي براي كنش عقلاني وي بوده است. و از اين بالاتر اينكه اين آرزوها و عقايد علت كنش او نيز محسوب مي شوند. كنش عقلاني خاتمي به كارامد ترين شيوه دستيابي به يك هدف معين در يك شرايط معين اشاره مي كند.مهمترين دست آورد اين رفتار معطوف به شيوه هاي ادامه حيات اصلاحات در نظام سياسي جمهوري اسلامي بوده است. شايد عده اي از اصلاح طلباني كه در روياي سوار بر اريكه قدرت هستند از يك سو و متحجراني كه از دين فقط ظاهر آن را مي بينند ،از سويي ديگر فكر كنند كه كنش و رفتار خاتمي در بر گيرنده انگيزه شخصي او بوده است و او را از اين طريق مورد ملامت قرار دهند. اما بايد گفت براي ارزيابي موقعيت ها و انتخاب هايي كه مفهوم دقيقتري از نفع شخصي را شرح و بسط مي دهند، شيوه هاي كاملا پيچيده و ظريفي وجود دارد. بنابراين فكر همدردي خاتمي كه نفع شخصي او همان كاهش آلام ملت بزرگوار ايران است كه در او يك تعهد ايجاد كرد. اوچنان به ملت بزرگ ايران و راه امام بزرگوار متعهد است كه اين منافع را بر منافع خود مقدم دانست. به گمان من، خاتمي رنج تامل درباره خود خواهانه بودن يا نبودن، عشق به جمهوري اسلامي و ايران عزيز را از سر گذرانده و درك مي كند، رفتار و كنش او در موقعيت كنوني در جهت منافع ملي و انسجام ملت با تمدن ايران است. اما او در بيانيه خويش به صورت علني از عزيز امام (مهندس مير حسين موسوي) نخست وزير دوران خاطره ها حمايت مي كند كه باشد از فردا شاهد تخريب اين سيد دوران جنگ تحميلي از سوي اداره كنندگان تيمچه هاي كوچك در بازار و محله ها نباشيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 12:3  توسط علی معین فر  | 

بعد خانوادگي

 تأثير بر فرزندان

 ارتكاب به جرم و بزهكاري

طلاق واژه اي است كه ذهن بسياري از كودكان و نوجوانان را به خود مشغول مي كند. آنان خود را نخستين قربانيان اين عفريت عصيانگر مي دانند. به بيان ديگر طلاق آثار مخرب معنوي و مادي زيانباري در پي دارد كه بارزترين نتيجه آن از نظر كمي و كيفي بر روي كودكان است.

بي گمان بعضي از بزهكاران جوان متعلق به خانواده هايي مي باشند كه دچار تعارض و كشمكشهاي خانوادگي و اختلالات رواني و عاطفي هستند، وجود تنشهايي رواني و اختلالات عاطفي در خانواده كودك مي تواند او را وادار به فرار از خانه نمايد تا با گروه بزهكاران همكاري و تشريك مساعي نمايد. در روانشناسي جنايي، بروز انحرافات اجتماعي يا جامعه زدگي و تشكيل گروه آسيب ديدگان اجتماعي، ثمره جراحت عاطفي كودكان در خانواده هاي طلاق تشخيص داده مي شود.

آمارها مؤيد اين نكته است كه بيشتر جرم و بزهكاريهاي كودكان و نوجوانان ريشه در مسائل و مشكلات خانوادگي، طلاق و از هم پاشيدگي كانون گرم خانواده دارد. ميزان جرائم و خودكشي در اطفال باقي مانده از طلاق به نحوي بارز افزايش مي يابد. اين اطفال خيلي بيشتر از ديگر همسالان خود مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند و بي بند و باري و اعتياد نيز در ميان آنان شيوع بيشتري دارد. تحقيقات انجام شده در باره علل بزهكاري كودكان نشان مي دهد كه كودكان طلاق از امنيت رواني و عاطفي برخوردار نبوده و وجود جانشين مادر در محيط خانواده منجر به ناسازگاري، انحراف و فرار كودك از محيط خانواده مي شود.

بر اساس مطالعات انجام شده در ايران، 95% نوجوانان و جواناني كه به اتهام دزدي در مراكز بازپروري بسر مي برند، فرزندان خانواده هايي هستند كه پدر و مادرشان از هم جدا شده و يا يكي از والدين اقدام به ازدواج مجدد كرده اند.

 مشكلات روحي و جسمي

طلاق علاوه بر ناراحتي هاي رواني و گرفتاريهاي زندگي، فرزنداني را برجاي مي گذارد كه به علت پرورش در شرايط نامساعد از نظر رواني و جسماني وضع طبيعي ندارند. طلاق موجب افسردگي نوجوانان مي شود، به نحوي كه كمتر از زندگي لذت مي برند، بي اشتهايي بر آنان چيره مي گردد و خسته به نظر مي رسند. همچنين روحيه وسواسي و اضطراب، پرخاشگري و عصيان، بي قراري، حسادت، سوء ظن و سماجت از ديگر حالاتي است كه در بچه هاي طلاق ديده مي شود.

البته سن كودك در زمان طلاق، در واكنش او نسبت به اين رويداد مهم است. تجربه طلاق براي تمام اعضاي خانواده اضطراب زا مي باشد و رفتار كودكان بعد از طلاق، نشان دهنده اين اضطراب است. پس از جدايي، بلافاصله ميزان اختلالات عاطفي و رفتاري در كودكان بالا مي رود. كودكان تا سن 4 سالگي، استنباطي از طلاق ندارند و به طور كلي نمي فهمند كه چه اتفاقي افتاده است، اما چون طلاق در نهايت منجر به فقدان يكي از والدين مي شود، بر وابستگي كودك تأثير مي گذارد و اثرش در رفتارهاي كودكان نمايان مي باشد. كودكان 6 – 4 ساله مفهوم ساده اي از طلاق را مي دانند و در صورت بروز طلاق، خودشان را مسبب آن مي دانند. كودك پس از 6 سالگي، به خوبي مفهوم طلاق را مي فهمد.

پاسخ فوري اكثريت كودكان در هر سني در خصوص خبر جدايي والدين، اضطراب و پريشاني است، به طوري كه برخي از آنها هيجاني شده يا رفتار واپس گرايي نشان مي دهند. طلاق والدين بر ويژگيهايي چون اضطراب، گوشه نشيني،‌ پرخاشگري، بهانه جويي، انتقام جويي، بي رحمي، غمگين بودن، زود رنجي، نزاع و درگيري، بدخوابي، بي اشتهايي،‌ بيزاري از زندگي،‌ شك و دودلي و احساس بيماري در كودكان اثر فزاينده دارد. اغلب بررسيها نشان مي دهد كه فرزندان طلاق به مشكلات جسمي، عاطفي، تحصيلي (افت تحصيلي، فرار از مدرسه، ترك تحصيل) دچار مي شوند و اين مشكلات در رشد شخصيت و سازگاري آنان اثرات نامطلوبي بجا گذاشته و احتمال ابتلاي آنان را به اختلالات رواني افزايش مي دهد.

- از نظر والرستين، طلاق زنجيره اي از حوادث بهم پيوسته است كه براي هميشه زندگي قربانيان خود را دگرگون مي كند. طلاق والدين نه تنها برقراري روابط عاطفي را براي كودكان دشوار مي كند، بلكه روابط گذشته آنها را با والدينشان مخدوش مي كند.

- پژوهشهاي انجام شده نشان مي دهد آسيب پذيري پسرها در مقابل طلاق به مراتب بيش از دختران است، معمولاً دو سال طول مي كشد تا دختران با محيط جديد سازش پيدا كنند، ولي پسرها زمان بيشتري لازم دارند تا سازگاري جديد بيابند. گاهي كودكان پريشاني خود را با گريه به بزرگترها نشان مي دهند، البته پسران اين ناراحتي را به صورت افت تحصيلي، پرخاشگري وعصيان و دختران با انزوا و غمگين بودن نشان مي دهند. والدين روي بچه هاي همجنس خود كنترل بيشتري اعمال مي كنند، به همين دليل مادران بيش از پدران به دختران سخت مي گيرند و پدران بيش از مادران با پسران جدي هستند. از طرفي پسران و دختران به يك اندازه نيازمند محبت و توجه از طرف والدين خود هستند. اما والدين پس از جدايي، نسبت به دختران محبت بيشتري دارند. لذا عكس العمل پسران شديدتر و سازگاري آنها كندتر از دختران است.

بنا به بررسيهاي انجام شده، كودكان پس از طلاق والدين در سنين گوناگون دچار حالات روحي متفاوتي مي شوند، مثلاً در سال اول جدايي والدين، كودكان دچار احساس خشم، ترس و افسردگي مي گردند و در سنين پيش از دبستان پسران نسبت به دختران معمولاً ناآرامتر و خشن تر مي شوند و به جاي شركت در فعاليت گروهي با كودكان، به حالت پرخاشگري و بي نظمي بيشتر تمايل نشان مي دهند، خواسته هاي آنها افزون تر مي شود و از گريه براي برطرف كردن نيازهايشان بهره مي جويند. جوانان در مقايسه با خردسالان سازش پذيري بيشتري نشان مي دهند، شايد اين حالت به دليل احساس استقلال آنها در اين سنين است. دوري از والدين برايشان چندان رنج آور نيست. واكنش آشكار آنان رفتار خشونت آميز،‌ پرخاشگري، بي نظمي و سرپيچي از قوانين است.

- در زندگي پس از جدايي والدين كه كودك تك والدي است و مادر سرپرست وي مي باشد، به دليل فقدان، پدر مسائل روحي و رواني بسياري براي دختران ايجاد مي شود كه از جمله آنها بدبيني به جنس مرد، بي خبر ماندن از روحيات و ساختار وجودي مردان است كه گاه آسيبهاي آن در ازدواج چنين دختراني آشكار مي گردد. همچنين احساس بي پناهي و ضعف شخصيت در اين دختران بروز مي كند. در صورت فقدان مادر نيز آسيبهاي عاطفي و شخصيتي و اختلال در رشد ذهني، اجتماعي و اخلاقي فرزند پديد مي آيد. يك پدر هر چه تلاش كند و بتواند نقش مادر را با موفقيت بازي كند، نخواهد توانست نياز به عواطف مادرانه را در كودكان ارضا كند، به ويژه اگر محروميت كودك از مادر با ازدواج دوباره پدر، وجود مادر دوم يا نامادري مواجه گردد كه در اين حال فرزندان پدر را از دست مي دهند و بر كمبودهاي آنان افزوده مي شود.

- آسيب طلاق بر نوجوانان كمتر از آسيب اين واقعه بر كودكان نيست، فقط اين دو آسيب، كيفيت متفاوتي دارند. يكي از مسائلي كه هميشه در رابطه با طلاق مدنظر قرار مي گيرد، سطوح رشدي است. مطالعات نشان مي دهند كه واكنش هاي مربوط به طلاق متناسب با سن صورت مي گيرد. تحقيقات والرستين و كلي و كاردك و برگ نشان مي دهد كه نوجوانان تا حدي بهتر از كودكان به طلاق سازگاري مجدد نشان مي دهند، اما با اين وجود بايد با نوجوانان طلاق زده و آسيب ديده از جدايي والدين، احتياط بيشتري را لحاظ نمود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 13:20  توسط علی معین فر  | 

 مشكلات اقتصادي

به نظر كانگر (Conger) دوران هاي سخت اقتصادي در جامعه نتايج زيانباري بر خانواده ها دارد، از جمله آنها، احتمال وقوع گسيختگي خانواده و بي ساماني آن است. محروميت اقتصادي تعاملات مثبت زوجين را كاهش مي دهد و آنها را به سوي طلاق سوق مي دهد. مشكلات اقتصادي در بين زوجيني كه منافع خانوادگي آنها براي بقاي زندگي در سطح استاندارد مناسب نمي باشد، زندگي زناشويي آنها را بي ثبات مي كند و مردان در اين خانواده ها بيشتر تعامل منفي دارند.

كاهش درآمدها و تورم در ايران، موجب افزايش تنشها و ستيز در داخل خانواده شده است و عليرغم آنكه هنوز نگرش منفي نسبت به طلاق در جامعه وجود دارد، اما ميزان آن رو به افزايش است. طلاق، نتيجه جامعه اي است كه هيچ رابطه نرمالي بين درآمد و هزينه برقرار نكرده است. از سوئي مانور تجمل در جامعه سرداده مي شود و از سوي ديگر برنامه تعديل اقتصادي ارائه مي شود كه موجب شكاف بين مطالبات و امكانات گرديده و معضلات اقتصادي منجر به افزايش طلاق شده است. به نظر مي رسد برنامه تعديل ساختاري از طريق تورم فزاينده و گسترش و تعميق فقر، علاوه بر اينكه در كوتاه مدت، اثر از هم گسيختگي و طلاق را بر جاي مي گذارد، در بلند مدت آثاري بر نهاد خانواده مي گذارد كه بسيار عميق تر است و بيشتر مترتب بر فرزندان مي باشد.

 تئوريهاي خرد

 تئوري توزيع قدرت

گاه بين زن و شوهر تضادي ايجاد مي شود و هر يك براي احراز منزلت خود و رسيدن به اهداف خويش، از طريق توسل به امكانات مالي، فرهنگي و …. قصد تسلط بر ديگري را دارد. تداوم اين وضعيت، تنش و كشمكش بين زوجين را افزايش داده و در نهايت منجر به جدايي و طلاق آنها مي شود. در چند دهه اخير با تغييرات اجتماعي و تقابل سنت و مدرنيته، درخواست نفوذ و كنترل هر يك از زوجين بر سرنوشت خود و خانواده افزايش يافته و اين وضعيت، يكي از عوامل مؤثر در ايجاد اختلاف و جدل در خانواده بوده است. از يكسو آشنايي بانوان با جايگاه حقوقي خويش، كسب استقلال اقتصادي، درخواست دخالت در امور خانواده و توزيع مساوي قدرت (البته در برخي موارد جهت تغيير قدرت به سمت قدرت زنانه بوده است) و از سوي ديگر عدم پذيرش و درك مردان از شرايط جديد و ناآگاهي آنها از حقوق و تكاليف متقابل زوجين، موجب اختلافات و تعارضات شديد در خانواده شده است. همچنين با پيشرفت اقتصادي ـ اجتماعي،گسترش رسانه ها و آموزش بيشتر، زنان از فرهنگ سنتي فاصله گرفته اند و اين امر باعث شده است تا آنها كمتر نقشهاي سنتي را بپذيرند و يا در صورت پذيرش آنها ارزيابي منفي نسبت به نقش خود داشته باشند و اين باعث نارضايتي از زندگي مي شود.

تئوري نياز ـ انتظار

هر موقعيتي هنجارهايي دارد كه صاحب آن موقعيت، بايد بر اساس آن عمل كند و افرادي كه با وي در كنش متقابل هستند، از او انتظار دارند بر اساس هنجارهاي آن موقعيت عمل كند.«انتظار» معياري براي ارزيابي فردي است كه داراي موقعيت معيني مي باشد. در واقع فرد بايد در آن موقعيت وظايفي را انجام دهد تا مناسب موقعيت مورد نظر باشد.عدم تحقق انتظارات، عدم تعادل بين خواسته ها مي باشد. هر كدام از زن و شوهر با تصورات خاصي در باره زندگي زناشويي اقدام به ازدواج مي كنند و زندگي را با انتظارات مشخصي در مورد اينكه همسرشان چگونه با او رفتار خواهد كرد، آغاز مي نمايند. اگر اين انتظارات برآورده نشود، ناراضي و پشيمان خواهند شد. ازكمپ معتقد است كه احساس رضايت با نحوه انطباق كامل اميدها و انتظارات با پيشرفتهاي فرد تعيين مي شود، در حالي كه نارضايتي معلول ناكامي در رسيدن به انتظارات است.

در برخي جوامع، جوان درك رمانتيك از ازدواج دارد و بعد از پيوند زناشويي در بهترين صورت آن را خسته كننده و يكنواخت و در بدترين شرايط آن را رنجي روانيPerceptual ache) )مي يابد. در اكثر جوامع جوانان مي آموزند كه از همسر خود فقط انتظار احترام و انجام وظايف همسري داشته باشند نه الزاماً خوشبختي.

 تئوري تسري(Spill – over theory)

گرونبرگ بيان مي كند كه رضايت و عدم رضايت از يك بخش از زندگي بر روي رضايت و عدم رضايت از بخشهاي ديگر زندگي تأثير دارد. بطور مثال نارضايتي فرد از زندگي اجتماعي مي تواند موجب نارضايتي او از زندگي خانوادگي شود.

 تئوري خود ميان بيني(Anthropomor phism theory)

هر گاه انسان يا انسانهايي، ديگري يا ديگران را با خود و ارزشهاي خود ارزيابي نمايند، دچار خود ميان بيني گرديده اند، اين وضعيت جلوه ايي از خود گرايي ( Egocentrism) است. اين حالت بر روابط انسان با ديگران تأثير منفي مي گذارد و به سستي ارتباط، عدم امنيت، انزواي اجتماعي در سطح زندگي خانوادگي و اجتماعي منجر مي شود. از همين روست كه امروزه سخن از بسط انسان گرايي نوين و ديگردوستي و تقويت همدلي مي شود.گسترش اخلاق خودگرايي و عدم توجه به خواسته ها و نيازهاي فرد مقابل در زندگي زناشويي مي تواند موجب اختلاف و ستيزه در كانون خانواده گردد. امروزه با اصالت قرار گرفتن «خود»، ارقام طلاق روبه فزوني است.

تبيين پيامدهاي منفي طلاق

در دين مبين اسلام، ازدواج پيوند مقدسي مي باشد كه اثرات فردي و اجتماعي قابل توجهي بر آن مترتب است و بدين سبب از فروپاشي و برهم زدن چنين ميثاق غليظي اظهار نگراني شده و طلاق به عنوان نهايي ترين راهكار در اختلافات خانوادگي محسوب مي شود. در اسلام مكانيزمهاي متفاوتي اعم از مقررات، احكام و ممانعت از تصميم گيريهاي آني و احساسي و . . . . جهت كاهش نرخ طلاق وجود دارد تا از اثرات زيانبار طلاق جلوگيري شود. بخشي از آثار طلاق در سطح فردي، خانوادگي و اجتماعي به اختصار عبارتند از:

 بعد فردي

 ترس از آينده

تصميم به پايان دادن به يك رابطه نزديك، كار ساده و بي اهميتي نيست، اين تصميم با احساس تأسف و سرزنش خود همراه است. ترس از تنهايي پس از طلاق، احساسي است كه زنان بيش از مردان ابراز مي كنند. اين ترس بيشتر ناشي از اين نگراني است كه آيا شريك زندگي ديگري خواهند داشت؟ ترس و يأس از اينكه نتوانند بدون يك مرد زندگي كنند و فرزندان خويش را به تنهايي اداره كنند و شغلي بيابند و از نظر مالي خود و فرزندانشان را اداره كنند، . . . . اين ترسهاي واقعي ناشي از ترديدهاي واقع بينانه درباره مسائل مالي، بازار كار، مشكلات بزرگ كردن فرزندان به تنهايي و تغيير در زندگي فردي و اجتماعي است.

جدايي از همسر به طور ناگهاني يا پيش بيني شده براي همه اعضاي خانواده، علي الخصوص فرد، يك شوك محسوب مي شود. در اين هنگام بحران عاطفي رخ مي دهد. احساس انسان با عقل منطبق نيست و واكنش هاي فرد غير ارادي است و در اكثر موارد دچار درماندگي مي شود. در اولين مرحله انسان هنوز نمي داند بايد واقعيت جدايي را بپذيرد يا نه؟ آيا تنها خواهد ماند؟ آيا در آينده همسري مناسب پيدا خواهد كرد؟

احساس گناه

گاهي زنان مطلقه با احساس گناه زيادي در مورد متلاشي شدن خانواده دست به گريبان هستند. به اعتقاد برخي از صاحبنظران مهمترين احساسي كه پس از طلاق در پدر و مادر متاركه كننده پديد مي آيد، احساس گناه و خيانت نسبت به خوشبختي فرزندان است، به علاوه بيم از آينده اي مبهم براي خود و فرزندان، واكنشهاي گوناگوني را در آنان پديد مي آورد و اين وضعيت، احساس گناه را شدت مي بخشد.

 احساس تنهايي

بعد از مدتي كه از طلاق مي گذرد، فرد احساس تنهايي مي كند، زيرا از محيط امن خانواده كه ديگران عليرغم تمام مسائلشان در آن زندگي مي كنند، جدا شده و بايد با تمام مسائل تنها زيستن و طلاق رو در رو شود. تحقيقات نشان مي دهد زنان بيش از مردان، پس از طلاق احساس تنهايي مي كنند.

مشكلات روحي و جسمي

فقدان همسر و تنهايي پس از طلاق موجب مي شود كه اكثر زنان پس از جدايي به ناراحتي هاي روحي و جسمي دچار شوند و همچنان نيازهاي عاطفي خود را در شوهر قبلي خود جستجو نمايند. كمبود معاشرت و تفريح به علت مسائل شهرنشيني در كلانشهر، مشكلات عاطفي زن را مي افزايد. البته مشكلات روحي پس از طلاق به مراتب بيش از صدمات جسماني آن مي باشد. بعد عاطفي طلاق علي القاعده براي زن و مرد مساوي است، مگر شرايط ديگري آن را تغيير دهد. لذا احساس خسارت بيشتر توسط زن در مسئله طلاق، به دو گانگي موقعيت اجتماعي و اقتصادي زن و مرد در جامعه باز مي گردد. زن مطلقه به علت عدم استقلال اجتماعي فاقد پايگاه اجتماعي معيني بوده و به خانواده پدر يا برادر وابسته است. تفاوت زن و مرد در ازدواج مجدد پس از طلاق نيز به موقعيت اجتماعي ـ اقتصادي متفاوت آنها باز مي گردد. در واقع طلاق يك تهديد اجتماعي ـ اقتصادي براي زن محسوب مي شود. لذا مشكلات زنان در ابعاد مختلف پس از طلاق، بيش از مردان مي باشد.

 مشكل دوگانگي نقش

زنان در ارتباط با فرزندان خود علاوه بر مشكل اقتصادي با دوگانگي نقش مواجه مي شوند و نبود نقش پدر، فرزندان را دچار مشكل مي كند. زن مطلقه براي فرزندانش هم بايد پدر باشد هم مادر و مرد نيز متعاقباً چنانچه كودك با او زندگي كند، بايد هم نقش مادر و هم نقش پدر را بر عهده بگيرد.

 مشكلات اقتصادي

مهمترين مشكل زن پس از طلاق مسئله اقتصادي است. اين موضوع براي زنان كم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتري جلوه مي كند. واكنش اعضاي خانواده نسبت به طلاق و جدايي مختلف است. در برخي موارد آنان نگرانند كه فرد متاركه كننده از نظر اقتصادي و مالي به آنها وابسته شود. طلاق مي تواند موقعيت اقتصادي ـ اجتماعي فرد مانند شغل او را تحت تأثير قرار دهد. بسياري از افراد مطلقه (اعم از زن يا مرد) پس از طلاق شغل خود را از دست مي دهند. از ديگر مسائل و مشكلات زنان مطلقه، تهيه مسكن و مكاني براي زندگي است. كمتر كسي حاضر است به يك زن مطلقه اتاقي اجاره دهد.

 انزواي اجتماعي و اختلال در هويت اجتماعي

وضعيت زن و شوهر پس از طلاق روندي از محروميتهاي گوناگون، طرد اجتماعي، اختلال در مناسبات اجتماعي دوران زندگي مشترك در يك دوره كوتاه و يا يك دوره طولاني عدم ارتباط با محيط بيروني، فقدان همدل و همراز و نبودن محل زندگي مستقل براي طرفين است. طلاق شرايطي را ايجاد مي كند كه منجر به از دست دادن حمايت اجتماعي خانواده از فرد مطلقه، كاهش نفوذ اجتماعي وي و حتي گاه تضعيف موقعيت ها و فرصتهاي اجتماعي فرد مي شود. در برخي مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه اي است كه احساس مي كنند ديگر جايي در جامعه ندارند. فرد مطلقه نه در مقام يك مجرد است و نه در مقام يك متأهل. جامعه تعريف و جايگاه مناسبي را براي وي در نظر نمي گيرد و نگرش منفي نسبت به فرد مطلقه وجود دارد، گوئي آنان افرادي بوده اند كه از تمايلات و خواهشهاي خود پيروي كرده و از برخورد با واقعيات زندگي خودداري كرده اند و منافع خود را بر مصالح خانواده ترجيح داده اند.در واقع ارزيابي بسيار منفي جامعه از طلاق به ارزيابي منفي از شخصيت زن و شوهري كه جدا شده اند، تعميم داده مي شود.

زنان مطلقه از گزند طعنه ها و نگاههاي كنجكاوانه دوستان، اطرافيان و آشنايان در امان نيستند، به طور مثال بعضي معتقدند كه وجود زن مطلقه در اتاق عقد خوش يمن نمي باشد .. . . مذموم بودن طلاق در جامعه و مقصر شمردن زن در طلاق، منجر به تنگي روابط اجتماعي زن مطلقه مي شود و بدين ترتيب ارزشهاي حاكم بر جامعه بيش از مشخصات فردي بر مشكلات زنان مطلقه مي افزايد.

از سوي ديگر روحيه جامعه ايراني به گونه اي است كه شخصيت زن را درچارچوب خانواده مي بيند، لذا با شكستن اين كانون شخصيت و هويت خانوادگي زن دستخوش اختلال مي شود.

 كاهش فرصتهاي ازدواج

زنان مطلقه معمولاً نسبت به مرداني كه متاركه نموده اند، كمتر ازدواج مجدد مي كنند. از جمله علل اجتماعي اين وضعيت، وجود فرزندان، سن زن و عدم پذيرش مردان جهت ازدواج با زن مطلقه مي باشد. البته اين امر به علل عاطفي مانند شكست در ازدواج قبلي و عدم تمايل براي ازدواج و نيز عدم اعتماد مردان به موفقيت زنان مطلقه در زندگي زناشويي و عدم روحيه مناسب جهت آغاز زندگي جديد باز مي گردد.در فرهنگ ايراني زنان مطلقه براي ازدواج، از اعتبار كمتري برخوردارند و مردي كه ازدواج نكرده كمتر به سراغ آنها مي رود و در اغلب موارد مرداني كه زنان خود را از دست داده اند يا همسر خود را طلاق داده اند، به خواستگاري آنها مي آيند، در اين شرايط زن مطلقه ديگر نمي تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف متقابل، بسيار تنزل مي كند و بسياري از شرايط ناگوار را به اجبار پذيرا مي شود، زيرا در غير اينصورت براي هميشه تنها خواهد ماند.

 ارتكاب به جرم و بزهكاري

از آنجا كه يكي از كاركردهاي خانواده، ارضاء تمايلات جنسي بوده است، با فروپاشي خانواده، فرد با فقدان ارضاء جنسي مواجه مي شود.چنانچه فرصت ازدواج و تمتع جنسي از طريق مشروع ميسر نشود و فرد چنين نيازي را به دليل تجربه جنسي قبلي شديدتر از گذشته احساس نمايد، به سوي انحرافات جنسي و فساد اخلاقي (روسپيگري) كشيده مي شود. احتمال وقوع اين شرايط علي الخصوص زماني كه فرد با مشكلات اقتصادي و تأمين معاش دست به گريبان باشد، شدت مي يابد و فرد مطلقه را به سوي مفاسد مالي و اخلاقي سوق مي دهد.

كاهش رضايت از زندگي

كمبل و همكاران وي اثر متغيرهايي چون وضع ازدواج و سن را بر رضايت از زندگي مطالعه كرده اند. يكي از قوي ترين همبستگي هاي آماري، ميان رضايت از زندگي و وضع ازدواج بوده است. افراد مطلقه، كمترين ميزان رضايت را ابراز كرده اند. كمبل اظهار مي كند كه سه نوع رضايت قابل تفكيك است. رضايت ناشي از برخورداري و درآمد مناسب( Having )دوم رضايت ناشي از بودن و اين كه ما چه كسي هستيم(Being ) و سوم رضايت ناشي از ارتباط( Relating ) كه به رابطه اجتماع از حيث شدت و درگيري عاطفي برمي گردد. به اعتقاد وي رضايت ناشي از بودن با احساس كنترل بر زندگي خود در مقابل اين احساس كه زندگي توسط نيروهاي بيرون از ما كنترل مي شود، مرتبط است. رضايت از رابطه نيز از دو جهت بر رضايت از زندگي اثر دارد. از يكسو با تأمين نيازهاي عاطفي ـ شناختي و حتي مالي و از سوي ديگر از طريق مهار تمايلات افراد، از آرزوهاي بي پايان و ارضاء نشدني آنان جلوگيري مي كند.

 

                                                                                              ادامه دارد.........

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 23:22  توسط علی معین فر  | 

تئوريهاي كلان

 بحران ارزشها

در جوامعي كه در حال انتقال از وضع اجتماعي و اقتصادي خاص به وضع و شرايط ديگري هستند، مشكلاتي پديد مي آيد كه نتيجه تصادم نوگرايي و پايبندي به سنتهاي ديرين و تشديد جنگ بين نسلهاست. در اين مرحله برزخي و حساس، عناصر اخلاقي و ارزشهاي اجتماعي بيش از هر چيز ديگر تغيير وضع و موضع مي دهند. بسياري از موضوعات بي ارزش ديروز، در محدوده عناصر نوين و مقبول امروزي پاي مي نهند و بسياري از عناصر مطلوب اجتماعي از قلمرو ارزشهاي اجتماعي خارج مي شوند. هر چقدر اين تحول سريع باشد، تضاد و جابجايي ارزشها چشمگيرتر خواهد بود. در چنين شرايطي نيروهاي حاكم بر جامعه جاي خود را به نيروهاي تازه مي سپارند و نظام ارزشهاي جامعه دستخوش آشوب مي گردد، بازتاب اين وضعيت را مي توان در نظام ارزشهاي خانواده مشاهده نمود. ولي از آنجا كه سرعت حركت هر فرهنگ با حركت اقتصادي و نوآوريهاي تكنولوژي يكسان نيست، نسل هايي كه در معرض چنين تحولات سريع اجتماعي قرار مي گيرند، نمي توانند معيارهاي همه پسندي براي وظيفه، فداكاري و ارزشهاي همانند آن داشته باشند، در اين احوال كشمكش درون خانواده ايجاد مي شود و نابساماني خانواده و طلاق افزايش مي يابد.

به بيان ديگر در هنگامه بحران ارزشها، ارزشهاي اساسي يك جامعه بر لذت طلبي Hedonism))،تمتع آني، مصلحت گرايي فردي، سودگرايي(Utilitarianism) ، ماده گرايي Materialism)) و ابزار گرايي استوارند و انسانها صرفاً به تمتع مي انديشند و فقط مصالح خويشتن را در نظر مي آورند و همه چيز در چارچوب امور مادي، ملموس و حتي جسماني خلاصه مي شود، ارتباطات انساني نيز از اين شرايط تأثير مي پذيرند. روابط انسانها از بعد معنوي تهي مي شود و صرفاً در راه التذاذ آني است. اين نوع روابط بسيار سست و آسيب پذير و شكننده اند و به محض آنكه مصلحت ديگري روي نمايد يا بر اثر مرور زمان يا عوامل ديگر، رابطه ها از درون تهي شده و به بهانه هاي مختلف مي شكند، در اين شرايط روابط زوجيت نيز از اين قاعده مستثني نبوده و آمار طلاق روز به روز افزايش خواهد يافت.

بروس كوئن معتقد است اين يك واقعيت است كه ميزان طلاق در جوامع نوين زياد شده است. اين وضعيت از جامعه و ارزشهاي متغير ما سرچشمه مي گيرد تا از گسيختگي و تباهي خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي. امروزه از انواع كاركردهاي خانواده در گذشته كاسته شده است و زن و شوهر براي تأمين نيازمنديها و خدمات خود به خانواده متكي نيستند و گسست پيوند زناشويي آن هم در يك محيط زناشويي ننگ نيست.

از منظر پيتريم سوروكين جوامع سه مرحله را طي مي كنند:

1 – جامعه ايدئولوژيك (Ideological)

در چنين جامعه اي اولويت با پديده هاي مادي نيست، بلكه ستون جامعه را معنويت مي سازد و توجه انسانها به امور آسماني است.

2 – جامعه معنوي مآب (Idealistic)

در اين جامعه، ارزشهاي معنوي به طور رسمي وجود دارد، اما عمل نمي شود، زيرا در درون رسوخ نكرده است. انسانها به ظاهر پديده هاي معنوي اولويت مي دهند و آن را مقدس مي شمارند ولي در عمل و در رويارويي با واقعيت به آنچه كه گفته اند عمل نمي كنند، بين امور و مظاهر صوري (Formalistic)و واقعي تفاوت پديد مي آيد. همچنانكه بين گفتار و عمل و زبان و قلب انسانها تفاوت ايجاد شده است.

3 – جامعه حسي

در اين جامعه، تنها امور مادي، جسماني و ملموس ارزشمند است. در اينجا كالاها و اشياء ارزشگذاري مي شوند و بها و ارزش انسانها به ميزان دارايي هاي آنان تعيين مي شود،‌ و انسانها از جوهر و ذات خود بيگانه مي شوند، در چنين زمينه اجتماعي، طلاق بسط و تعدد مي يابد و اخلاق انساني سقوط مي كند و امنيت در روابط انساني كاهش مي يابد. در چنين جامعه اي ازدواج ديگر پيوند مقدسي نيست، بلكه رابطه اي است كه مانند ساير روابط اجتماعي كه مي تواند به سادگي قطع شود. در واقع در اين جامعه فردگرايي مفرط (Rugged Individualism) پيوندهاي اجتماعي را متزلزل نموده است و آنچه كه براي جمع ضرورت دارد، در برابر منافع فردي خرد شمرده مي شود. در حالي كه حيات جمع (اعم از خانواده يا جامعه) موجد حيات يك يك اعضا و افراد است.

اودري (Udry) كاهش پايبندي به ارزشهاي مذهبي و ديني را در افزايش طلاق مؤثر مي داند و به نقش دين به عنوان عاملي در راه جلوگيري از طلاق اشاره مي كند. به نظر او افرادي كه ايمان مذهبي دارند، كمتر به طلاق روي مي آورند تا آنانكه چنين ايماني ندارند. با تضعيف ايمان و عدم پايبنديهاي مذهبي در اكثريت افراد و تغيير ارزشها ميزان طلاق در جامعه افزايش مي يابد.متأسفانه امروزه در كشورهاي اسلامي نيز با تحولات اجتماعي و اقتصادي سده اخير، ايمان مذهبي به سستي گرائيده است و مردمان با ناديده گرفتن موانعي كه از لحاظ شرعي براي افزايش طلاق وجود دارد، از اختيار خود سوء استفاده مي نمايند و آمار طلاق رو به فزوني است.

 تئوري آنومي (Anomy)

از ديدگاه جامعه شناسان، آنومي به مفهوم فقدان اجماع در مورد اهداف اجتماعي، انتظارات جمعي و الگوي رفتار براي اعضا جامعه است. اين حالت منجر به محو و غيبت تدريجي آتوريته و ضابطه اخلاقي مي شود و جامعه كنترل اجتماعي خود را از دست مي دهد. هنگامي كه جامعه در حال گذار و دگرگوني است، بسياري از انسانها دچار سرگرداني مي شوند و قواعد و ارزشهاي جامعه، براي آنها بي اهميت و كم ارزش مي شود. از سوي ديگر ارزشهاي جديد و منطبق با شرايط نيز، هنوز در جامعه جا نيفتاده است. در واقع جامعه دو ساخت دارد. در اين جامعه برخي از ساخت كهن و برخي از ساخت نوين تبعيت مي كنند.از هم پاشيدگي هنجارها و آنومي، وضعيتي را ايجاد مي كند كه آرزوهاي بي حد و حصر ايجاد مي شود و از آنجا كه طبعاً اين آرزوهاي بي حد نمي توانند ارضا شوند، در نتيجه وضعيت نارضايتي اجتماعي پديد مي آيد كه در جريان اقدامات منفي اجتماعي نظير طلاق، خودكشي و غيره ظاهر مي شود، كه از نظر آماري قابل سنجش است.

 بحران وجدان جمعي

وجدان جمعي يكي از مهمترين ضمانتهاي تحقق اهداف و ارزشهاي جامعه است. شخص يا اشخاص مي توانند هنجارهاي جامعه را تحقير كنند، اما در برابر وجدان جمعي جز اطاعت راهي ندارند. به اعتقاد دوركيم هر چقدر وجدان جمعي قوي باشد،‌ خشم عمومي در مقابل هنجارشكني حادتر است. با ضعيف شدن وجدان جمعي، ارزشهاي منفي منتسب به طلاق كاهش مي يابد و جامعه مطلقه ها را به عنوان مطرودين اجتماعي تلقي نمي كند و بدين ترتيب بر ميزان طلاق افزوده مي شود. به عبارت ديگر جامعه اي كه طلاق را پديده اي عادي و طبيعي مي داند، رواج آن را نيز موجب خواهد شد، بر عكس آنجا كه طلاق منفور، زشت و ضد ارزش محسوب مي شود، خواه ناخواه از كميت آن كاسته مي شود. طلاق و تعدد آن در جامعه كنوني نوعي تساهل را نسبت به آن ايجاد مي كند كه از قبح آن مي كاهد و به تبع آن، انسانها در برخورد با اولين مشكل به طلاق مي انديشند.از سوي ديگر در قرن حاضر اين گرايش وجود دارد كه طلاق را بيش از آنكه پديده اي اجتماعي بدانند، آن را امري حقوقي تلقي كنند، اين نگرش مي تواند موجب افزايش آمار طلاق شود.

 

                                                                                   ادامه دارد.............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 21:8  توسط علی معین فر  | 

طلاق

آسيب شناسي يا پاتولوژي (Pathologie) از جمله اصطلاحات زيست شناسي و پزشكي مي باشد كه در جامعه شناسي بكار گرفته شده است. اين اصطلاح حاصل تشبيه جامعه به يك كالبد زيستي و بررسي موضوعات اجتماعي همانند موضوعات زيستي مي باشد. آسيب شناسي اجتماعي به مطالعه بي نظمي ها و نابساماني هاي اجتماعي و اعمال و رفتاري مي پردازد كه در اجتماع غير طبيعي تلقي مي گردد و نيز شرايطي را مورد بررسي قرار مي دهد كه اصول و هنجارهاي ارزشمند جامعه مورد بي توجهي و يا تخطي قرار مي گيرد و اهداف متعالي زندگي فردي و اجتماعي انسان تحقق نمي يابد.

اكثر جوامع كنوني با مشكلات و معضلات متعدد اجتماعي دست به گريبانند كه حيات جوامع بشري را با تهديد مواجه مي كند. از ديدگاه جامعه شناسان، مسائل اجتماعي شرايط يا وضعيتي است كه جامعه آنها را به منزله خطري براي راه و رسم زندگي مي داند و ناگزير درصدد رفع يا تعديل آنها برمي آيد. از نظر رابرت مرتن وقتي ميان معيارها و واقعيات اجتماعي فاصله و اختلاف بوجود مي آيد ـ خواه نيروهاي ايجاد كننده اين شرايط، انسان يا طبيعت باشد ـ مشكلات اجتماعي ايجاد مي شود و نهايتاً اعضاي جامعه نسبت به چنين وضعيتي واكنش نشان مي دهند. اهميت اين واكنش بر طبق اصول جامعه شناختي، عمدتاً تحت تأثير ساخت جامعه، نهادها و ارزشهاي آن مي باشد.

در يك تقسيم بندي كلي مشكلات اجتماعي داراي جنبه ذهني و عيني مي باشد. جنبه ذهني آن در ادراكات و ارزشگذاري مردم جامعه در ردّ يا تأييد اينكه چه چيز مشكل اجتماعي مي باشد، ظاهر مي شود و جنبه عيني آن شرايط واقعي است كه در آن مشكلات ارزيابي مي شود.  از نظر ميلز (Mills) مطرح كردن موضوعي مانند طلاق به عنوان مسئله اجتماعي مستلزم تبديل آن از گرفتاريهاي خصوصي به مسائل عام ساخت اجتماعي است، زيرا گرفتاريهاي خصوصي ناشي از شخصيت فرد و رابطه نزديك با آن است، اما مسائل اجتماعي اموري است كه از سويي بر شرايط خاص و زندگي خصوصي افراد حاكم است و از سوي ديگر به شرايط و سازمان جامعه و چگونگي ساخت وسيع اجتماعي وابسته مي باشد. در واقع وقتي مردم احساس كنند كه ارزشهاي اجتماعي آنها ناديده گرفته مي شود و يا تهديد مي گردد و بين مطلوب اجتماعي و واقعيات اجتماعي اختلاف وجود دارد، بحران اجتماعي يا مسأله اجتماعي ايجاد مي شود

برخي صاحبنظران معتقدند: طلاق زماني به صورت آفت يا بلاي اجتماعي تجلي مي يابد كه از حدود معيني خارج شده و فراواني آن غير متعارف گردد. جهت تشخيص اين وضعيت، مي توان آمار طلاق را با آمار ازدواج مقايسه نمود. در شرايط كنوني جامعه ايران، آمار رو به گسترش طلاق، آن را به سمت يك معضل اجتماعي سوق مي دهد.

تبيين جامعه شناختي طلاق

وضعيت خانواده، چگونگي روابط بين اعضاي خانواده و انحلال و فروپاشي آن از يكسو بازتاب شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي است و خانواده به عنوان يكي از اجزاي نظام اجتماعي و دارا بودن ويژگيهاي يك نهاد اجتماعي، از تأثير پذيري متقابل برخوردار است و از سوي ديگر معلول عوامل دروني در خانواده (سطح خرد) و كيفيت و چگونگي آن مي باشد. بدين لحاظ جهت تبيين جامعه شناختي پديده طلاق از نظريات خرد و كلان استفاده شده است تا چرايي و چگونگي اين مسئله تبيين گردد.

 

                                                                                               ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 22:5  توسط علی معین فر  | 

 امام خميني پس از سال‌ها دوري و تبعيد به كشور بازگشت. ايران اسلامي شاهد بزرگترين و تاريخي‌ترين استقبال بود. حضور ميليوني مردم كه صف مستقبلين را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود.   حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند.

 امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فر ودگاه تهران، نگران ساخته بود.

با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشك‌هاي مشتاقان را بر گونه‌هايشان جاري كردند.

حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر مي‌كنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نمي‌توانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشه‌هاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده‌اند مي‌افتد، سنگيني‌اي در دوشم پيدا مي‌شود كه نمي‌توانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستان‌هاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين مي‌کنم، من توي دهن دولت مي‌زنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌كنم. من به ارتش يك نصيحت مي‌كنم و يك تشكر ..... [ما] مي‌خواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نمي‌خواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نمي‌خواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر مي‌كنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 9:33  توسط علی معین فر  | 

پولدارها پولدارتر و فقيرها فقيرتر مي شوند. اين جمله معروفي است که درباره تورم و آثار آن گفته شده است.

اين مساله که پديده تورم در دولت فعلي امري عادي و جاري محسوب شده اکنون ديگر با اگر و اماي حاميان دولت روبه رو نمي شود، زيرا گزارش هاي بانک مرکزي به طور مکرر اين ادعا را تاييد مي کند. براساس آخرين گزارش ها نرخ تورم به بالاي 25 درصد رسيده است و شاخص قيمت ها در مقايسه با زمان مشابه در سال گذشته افزايش يافته است و هنوز ايران در رديف کشورهاي با بالاترين نرخ تورم است. با چنين تصويري از عملکرد اقتصادي دولت اين ادعاي وزير رفاه که تعداد افراد زيرخط فقر شديد با تعريف درآمد معادل يک دلار در روز، کاهش يافته و به حدود 49 هزار نفر در شهرها و 130 هزار نفر در روستاها رسيده را بايد در رديف دستاوردهاي نوين اقتصادي قرار داد زيرا معناي اين ادعا اين است که اولاً فقراي ايراني در اين شتاب فزاينده رشد قيمت ها توانسته اند از زيرخط فقر رها شوند و گرسنه نمانند. اين درحالي است که براساس گزارش اخير سازمان بهشت زهرا طي 21 ماه، 48 نفر در تهران در اثر سوءتغذيه و گرسنگي فوت کرده اند. ثانياً در حالي که قيمت مواد غذايي (براساس گزارش هاي رسمي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران) در طول يک سال اخير دائماً افزايش داشته، سفره فقراي ايراني غني تر شده و آنها توانسته اند به رغم کاهش ارزش پول شان، سفره اي با کالري بيشتر تدارک ببينند.

گفته شده تورم، موجب گسترش و تعميق نابرابري ها، فساد مالي، تضعيف بخش هاي مولد اقتصاد ملي و گسترش فعاليت هاي واسطه اي مي شود. گذشته از مسائل اقتصادي براي تورم، آثار اخلاقي ويژه اي مطرح شده که يکي از آنها ناديده گرفتن و پايمال کردن حقوق فقراست. معيار قرار دادن درآمد حداقل يک دلار در روز براي هر فرد به ادعاي وزير رفاه نه با قانون اساسي و نه شاخص هاي علمي فقر و نابرابري همخواني ندارد زيرا با احتساب دريافت حداقل دو هزار کالري در روز براي هر فرد، مطابق گزارش بانک مرکزي، دهک اول و بخشي از دهک دوم جامعه چنين درآمدي ندارند. از اين گذشته با در نظر گرفتن خط فقر معادل 2179 کالري در سال 1385 هر فرد شهري براي تامين مايحتاج خود نياز به حداقل 56 هزار تومان در ماه داشته است که با در نظر گرفتن نرخ تورم طي سال هاي 86 و 87، اين رقم به بيش از 90 هزار تومان براي هر فرد افزايش مي يابد. بنابراين برخلاف آنچه وزير رفاه ادعا کرده طي سه تا چهار سال اخير تعداد فقراي ايراني افزايش يافته و اقدامات عاجل براي رفع فقر و کاهش تعداد گرسنگان هنوز يکي از ضرورت هاي مبرم جامعه ايران بايد محسوب شود.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:25  توسط علی معین فر  | 

مهاجرت دسته جمعی کلاغ ها از کلانشهر تهران براثر آلودگی هوا به سوژه روزنامه گاردین تبدیل شد.

به گزارش عصر ایران (asrian.com) این روزنامه در گزارشی با عنوان «کلاغ ها از هوای آلوده تهران فرار می کنند» نوشت: "آلودگی هوای تهران که زبانزد مردم شده سلامتی 12 میلیون ساکن این شهر را به خطر انداخته است اما مساله به همین جا ختم نمی شود و اکنون ترکیبات گازهای سمی یک گروه متفاوت از ساکنان این شهر را هم فراری داده است: کلاغ های سیاه".

کارشناسان محیط زیست معتقد هستند پس از آنکه هوای تهران به نقطه بحرانی رسید طی چند روز اخیر جمعیت کلاغ ها که تاکنون در برابر آلودگی مقاومت کرده بودند در دسته های بزرگ از این شهر فراری شدند.

براساس این گزارش مهاجرت کلاغ ها کمتر از سه هفته پس از آن رخ داد که مقادیر بالای مونوکسیدکربن و سایر گازهای معلق در هوا سایر گونه های پرندگان همچون بلبل ها و کبوترها را نیز فراری داده بود.

کارشناسان نگرانند کوچ کلاغ ها – که در فرهنگ ایران نماد اخبار و شایعات بدیمن است- نشانه مرگ زیستی جانوران در تهران باشد؛ شهری که حتی رنگ و بوی گیاهان آن نیز به خاطر هوای آلوده از بین رفته است.

محمد باقر صدوق، رئیس خبرگزاری محیط زیست تهران در این باره می گوید: "مهاجرت کلاغ ها نشانه نابسامانی در اکوسیستم است. سرانجام گونه های باقیمانده از پرندگان نیز این شهر را ترک خواهند کرد و در تهران جز ساختمان های بلند و ترافیک چیزی باقی نخواهد ماند."

وی افزود: "آلودگی تنها علت کوچ کلاغ ها و سایر پرندگان نیست هرچند این مساله یکی از مهم ترین علت ها محسوب می شود."

صدوق اضافه کرد: "وجود کلاغ ها در شهر در شرایطی که سایر پرندگان تهران را ترک کرده بودند نقطه امید ما بود که می توان زندگی زیستی را نجات داد. اما با مهاجرت کلاغ ها این نقطه امید، کمرنگ و نگرانی ما از نابودی محیط زیست شهری عمیق تر شده است."

این در حالی است که دکتر جمیشید منصوری یک کارشناس محیط زیست می گوید: "پرندگان مجبور به یافتن زیست گاه های جدید در نقاط روستایی هستند که در این نقاط آنها توسط شکارگران تهدید شده و در معرض انقراض قرار می گیرد."

وی افزود: "اگر این وضعیت ادامه یابد در نهایت هیچ پرنده ای قادر به زندگی در تهران نخواهد بود."

به نوشته گاردین آلودگی هوا معمولاً در زمستان به نقطه اوج خود می رسد در زمانی که یک لایه نازک دود و غبار طی چند روز در هوا معلق می ماند و مردم را به پوشیدن ماسک های حفاظتی وادار می کند.

هرازچندگاهی کیفیت نامناسب هوا مسئولان را وادار به بستن مدارس و درخواست از بیماران تنفسی برای ماندن در خانه هایشان می کند.

شورای شهر تهران برآورد می کند که 80 درصد گازهای سمی براثر خودروها و تعداد زیادی از موتورسیکلت ها ایجاد می شود.

انتشار یک گزارش توسط شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان می دهد که خودروهای شهر روزانه 4 هزار و 400 تن مواد آلاینده را در هوا منتشر می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 13:55  توسط علی معین فر  | 

شغل ها و مسئولیت های کوچکی در آمریکا به وجود آمدند در اثر تقاضا اقتصادی و  تحول فرهنگی در قرن حاضر. حسن تعبیر این مطلب این است که کارها بسیار تخصصی شده است و عناوین جدیدی در شغل ها به وجود امده است  اغلب این شغل ها جدید هستند، شما ممکن است هرگز در مورد گروه شغل های green-coller چیزی نشنیده باشید. این شغل ها با هدف استفاده صحیح از محیط و ارزش گذاری بر انرژی های پاک ایجاد شده اند و تا هنگامی که اقتصاد به این شرکت ها اجازه دهد به فعالیت خود ادامه می دهند و شغل های جدید دیگری نیز با درآمدهایی که برای گذران زندگی کافی باشند بنا به اقتضای محیط به وجود آمده اند.

6 شغل پردرآمدی که ممکن است چیزی درباره آن ها نشنیده باشید در زیر به آن پرداخته شده است.

1-       راهنمایان اکوتوریسم

کسانی که در صنعت توریستی هستند افزایش اکوتوریست ها را دوست دارند و دنبال می نمایند. طبق عقیده جامعه بین المللی اکوتوریسم، اکوتوریسم در سه زمان رشد تعطلات رسمی در حدود بالای 30% افزایش می یابد. اگر شما فقط خودتان را برای جستجو کردن و گشتن آماده کرده اید باید بدانید درجه وابستگی تان در کدام یک از موارد مهمان نوازی، تخت خواب و صبحانه، چشمه آب معدنی و یا حداقل یک مهمانپذیر است؟ اکثریت کسانی که خودشان این حرفه را مستقل دنبال کردند در سال 2007 متوسط درآمدشان سالیانه 83240 دلار بوده است.

2-       هکرهای حرفه ای

آیا تا به حال چیزی در مورد هکرهای با اخلاق حرفه ای شنیده اید؟ آن ها متخصص در IT و همچنین هک کرد. به همین دلیل به دستگاه های امنیتی و دولتی و قضایی در هک کردن و یا استفاده از اطلاعات دشمنان و مجرمین کمک می کنند. برای این کار شما به فضایی بیشتر از یک گاراژ احتیاجی ندارید و اگر مهندس کامپیوتر و یا مهندس تکنولوژی باشید می توانید کار خود را در این زمینه آغاز کنید. 50% متخصصین کامپیوتر درآمد سالانه ای بین 97970 دلار تا 123900 دلار در سال 2007 داشته اند.

3-       روانشناس حیوانات خانگی

اصلاً تعجب نکنید، هر کس گاهی اوقات احتیاج دارد که به او محبت شود و همچنین به کمک و توجه هم نیاز دارد. یکی از نقش های ما در قبال حیوانات خانگی این است که کمک کنیم رفتارهای خشن حیوان اصلاح شود. کسانی که حیواناتشان را دوست دارند ممکن است احتیاج داشته باشند که با یک تربیت کننده حیوان و یا روانشناس حیوان صحبت نمایند. به عنوان یک شخص بیمار، حیوان می تواند رفتارهای مخربی را از خود ظاهر نماید که برخلاف عاداتش باشد. هر رفتار حیوانی به طور مشخص وجود دارد. در این زمینه، شما نیاز خواهید داشت به یک کارشناس یا دکتر متخصص روانشناس که تخصصش حیوانات باشد و این که در باغ وحش کار کرده باشد. درآمد سالانه این اشخاص در سال 2007 بالای 90.000 دلار بوده است.

4-       مشاور منابع طبیعی

کمپانی هایی وجود دارند که برای آن ها افزایش راندمان انرژی اهمیت دارد و تلاش می کنند که انرژی های فصلی را کم کنند. آن ها در سال 2007 تغییر انرِژی های فسلی را محدود کردند. یک متخصص منابع طبیعی می تواند به شما در زمینه استفاده از منابع کم برای بهره وری زیاد در زمینه مربوطه مشاوره دهد. مجلس آمریکا تصویب نموده که در دهه 2006-2016، متخصصین منابع طبیعی 25% افزایش یابند. در سال 2007 درآمد سالانه 50% از این افراد بین 70 هزار تا 106 هزار دلار بوده است.

5-       مشاورین مد و فشن

خیلی از افراد به ظاهر خود توجه می کنند و می خواهند همیشه از این نظر مورد تشویق دیگران قرار گیرند. به همین دلیل به مشاورین و طراحان فشن مراجعه می کنند و می خواهند مانند کسانی بشوند که هر روزه بر روی مجلات دیده می شوند.

طراحان فشن به آن ها در زمینه آرایش، مو و لباس مشاوره می دهند. البته شما باید در زمینه طراحی فشن دارای درجه کارشناسی باشید. مشاورین فشن در سال 2007 درآمد متوسطی در حدود 121640 دلار داشته اند.

6-       طراحان وسایل زینتی

این روزها وسایلی نظیر تلفن های همراه، MP3 ها و حتی پوشش های CD به اشکال مختلف به چشم می خورد که هر کدام از آن ها توسط طراحان که برای هر شرکت خاص، طراحی می شوند که موجب جلب مشتری شود. البته این کار به نبوغ و فعالیت فرد بستگی دارد و کسانی هم که به کامپیوتر و محیط های وب دسترسی دارند طراحی وب سایت ها را انجام می دهند که یکی از عوامل پربیننده شدن سایت ها نیز می شود. این افراد درآمد مختلفی کسب کرده اند که به دلیل مالیات از گفتن آن ممانعت نمودند ولی جزو شغل های پردرآمد می باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 21:19  توسط علی معین فر  | 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

حسین جان!        

  گویا که کعبه هم ز عزایت به ماتم است   

    زیرا که رخت سیه کرده به تن ، خانهء خدا                                   

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تاثير بيدارگر و حركت آفرين داشت‏و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن‏حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تاثيرات‏سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند،چون به تكريت رسيدند، مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته‏شدن حسين‏«ع‏»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»
نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند وامويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم‏«جهينه‏»
هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه‏«كفر طاب‏»رفتند،به آنجا نيزراهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعدايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.  برخى از تاثيرات‏حماسه عاشورا از اين قرار است:
1-قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏2-احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى دراداى تكليف‏3-فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏4-رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏5-بيدارى روح مبارزه در مردم‏6-تقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏7-پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)
8-پديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا9-الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏10-تبديل شدن‏«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى‏انقلابى شيعه‏11-به وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول‏تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع‏»
از نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مى‏توان‏«انقلاب توابين‏»،«انقلاب مدينه‏»،«قيام‏مختار»،«قيام زيد»،و...حركتهاى ديگر را نام برد.تاثير حماسه عاشورا را درانقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ، بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه دركشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد.«فرهنگ شهادت‏»و انگيزه جهاد و جانبازى كه درانقلاب اسلامى ايران و هشت‏سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از اين‏تاثير پذيرى است.ازبعد دیگر،نتايج نهضت كربلا  عبارتند  از:
1-پيروزى مساله اسلام و حفظ آن از نابودى‏2-هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين‏3-شناخت اهل بيت بعنوان نمونه‏هاى پيشوايى امت‏4-تمركز شيعه از بعد اعتقادى بر محور امامت‏5-وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏6-ايجاد حس اجتماعى در مردم‏7-شكوفايى موهبتهاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى 8-منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم‏9-تداوم انقلاب بصورت زمينه سازى نهضتهاى پس از عاشورا حادثه كربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به‏صورت فردى كه روحهاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل‏مبارزه‏هاى گروهى و قيامهاى عمومى در شهرى خاص يا منطقه‏اى وسيع.
خون او تفسير اين اسرار كرد                            ملت‏خوابيده را بيدار كرد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 8:57  توسط علی معین فر  | 

 مردم بسياري از کشورها به طالع بيني اعتقاد دارند اما در سريلانکا طالع بيني جايگاه خاصي در زندگي مردم اين کشور دارد.

سريلانکايي ها براي انتخاب همسر، شغل جديد و حتي زمان ترک خانه در صبح و حاضر شدن در سر کار با طالع بين مشورت مي کنند. جالب اينجاست که حتي سياستمداران اين کشور هم به شدت تحت تاثير ستاره ها و طالع بيني قرار دارند.

در يک مجلس عروسي در تالاري در کلمبو عروس و داماد با آرامش روي صندلي نشسته اند و اطرافشان با نقاشي هايي از خدايان هندو تزئين شده است. در جلوي آنها چند موبد هندو مشغول انجام مراسم خاص مذهبي هستند و براي عروس و داماد طلب خوشبختي مي کنند. از آنجايي که طالع بينان بهترين زمان را براي عقد اين زوج ساعت 09/11 به وقت محلي اعلام کرده بودند از همه مهمانان خواسته شده بود قبل از اين زمان خود را به محل برگزاري مراسم برسانند.
 
اين طالع بينان بودند که نقشي اساسي در ازدواج ويجاياروبن و اومارانجيني داشتند. طالع بيني اين دو نشان داد ستاره هايشان با هم در تضاد نيستند بنابراين مي توانند يک زندگي مشترک را با هم شروع کنند. ويجاياروبن مي گويد؛«براي ازدواج با اومارانجيني نزد طالع بينان رفتيم. من هيچ شناختي از او نداشتم و آنها به ما گفتند ستاره هايمان در حدود 85 درصد با هم تطابق دارد که اين نشانه خوبي بود.
 
طالع بينان به ما گفتند براي ازدواج با هم مناسب هستيم. پدر و مادرهايمان از اين مساله خوشحال هستند و خودمان هم خوشحاليم.» به گفته ويجاياروبن اگر طالع بينان نظر مساعدي نسبت به اين ازدواج نداشتند پدر و مادرش دختر ديگري را براي او انتخاب مي کردند.
 
طالع بينان نقشي کليدي در زندگي مردم سريلانکا و جوامع مختلف اين کشور از تاميل و شينلاها بازي مي کنند. اشواران کوروکال ششمين نسل خانواده اش است که طالع بيني مي کند. او که برهمن است در مجالس عروسي به عنوان روحاني عهده دار مراسم مذهبي است.روزانه مردم بسياري براي مشورت با او به خانه اش در حومه کلمبو مراجعه مي کنند.
 
در روزهاي خاص و خجسته او بيش از هر روز ديگري مراجعه کننده دارد. طالع بينان سريلانکايي لباس هايي سنتي دارند که شامل يک شال سفيد با حاشيه ارغواني و طلايي است. بالاتنه طالع بينان بايد برهنه باشد. گردنبند طلا و گوشواره هاي برليان از ديگر لازمه هاي پوششي اين قشر است.

اشواران موهاي بلندش را پشت سرش بسته. او با پودر خط هاي سفيدي روي شانه ها، سينه و پيشاني اش کشيده. بسياري از مردم سريلانکا پرونده يي خاص براي طالع بيني دارند. در پرونده آنها مطالبي چون نام پدر و مادر، موقعيت ستاره ها و سياره هايشان و تاريخ و زمان دقيق تولد درج شده است. بسياري از اين افراد اين پرونده را تا آخر عمر خود نگهداري مي کنند و اين پرونده حتي از شناسنامه هم برايشان ارزشمند تر است. اشواران مي گويد؛ «اگر براي کودکي که تازه متولد مي شود پرونده طالع بيني تشکيل نشود او را از لطف بزرگي محروم کرده اند. اين کار گناه بزرگي است چرا که با اين کار اين کودک ممکن است در آينده با مشکلات فراواني روبه رو شود. پرونده طالع بيني حتي از شناسنامه هم براي هر نفر مهم تر است.»

اعتقاد به ستاره ها در سريلانکا آنقدر زياد است که افراد براي شروع کارهاي جديد خود به طالع بينان مراجعه کرده و کار خود را در روزهاي خجسته يي که آنها مشخص مي کنند، آغاز مي کنند. حتي بسياري از سياستمداران اين کشور از روي طالع بيني تصميمات خود را اتخاذ مي کنند و قبل از ورود به وزارتخانه هاي خود با طالع بينان مشورت مي کنند. برادمن ويراکن که مشاور 9 تن از چهره هاي برجسته سياسي سريلانکاست، مي گويد؛ «رئيس جمهور قبلي سريلانکا پرماداسا واقعاً اعتقاد خاصي به پيش بيني هاي طالع بينان داشت. طالع بيني در تصميمات سياسي او نقشي کليدي ايفا مي کرد.»به اعتقاد او سيريماوو باندارانايک اولين نخست وزير زن سريلانکا به همراه رئيس جمهور فعلي اين کشور هم به طالع بيني معتقد هستند. او مي گويد؛«من مطمئن هستم انتخابات، تاريخ انتخابات و کارهاي انتخاباتي در اين کشور در روزهايي انجام مي شود که طالع بينان مشخص مي کنند. سياستمداران ما به نحس بودن يا خوش يمن بودن روزها اعتقاد خاصي دارند.»به گفته آقاي ويراکن تنها رهبر مخالف حزب حاکم سريلانکا است که اعتقادي به طالع بيني ندارد. سوماناداسا طالع بيني است که بسياري از سياستمداران سريلانکايي براي مشورت به او مراجعه مي کنند. او مدعي است توصيه وي به آقاي راجاپاکسا در مورد ساعت خارج شدن از خانه اش در انتخابات سال 2005 باعث شده او در نهايت بتواند پست رياست جمهوري را از آن خودش کند. سوماناداسا مي گويد؛ «25 سال پيش بود که گفتم شخصي از ماتارا منجي سريلانکا خواهد شد و اکنون مي بينيد که آقاي راجاپاکسا روي کار است. طالع او بسيار روشن است. او کسي است که پيشرفت را براي اين کشور به ارمغان خواهد آورد. او دشمنان ما و تروريست ها را شکست خواهد داد. من روزهاي خوبي را براي او پيش بيني مي کنم.»سوماناداسا مدعي است طالع رهبر ببرهاي تاميل را هم ديده است. او مي گويد قدرت رهبر ببرهاي تاميل از روساي جمهور قبلي سريلانکا بيشتر بوده ولي قدرت او به قدرت رئيس جمهور راجاپاکسا نمي رسد و همين مساله موجبات موفقيت رئيس جمهور فعلي مقابل ببرهاي تاميل را فراهم خواهد آورد.

در تالار کلومبو ويجاياروبن و اومارانجيني اميدوارند زندگي خوبي را در کنار هم تجربه کنند. هر چند يکديگر را نمي شناسند اما مطمئن هستند در کنار هم خوشبخت خواهند شد چرا که در طالع بيني شان ستاره هايشان با هم جور هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 7:57  توسط علی معین فر  | 

جشن شب يلدا يکي از زيباترين و پسنديده ترين آيينهاي باستاني در فرهنگ کهن ايران است که اسطوره و داستانهاي مختلفي در دل خود نهفته دارد.

يلدا به زبان سرياني به معناي ميلاد است که اشاره به زايش خورشيد و شکست اهريمن دارد.يلدا شب دوستي و مهرباني،شب باهم بودن،حافظ خواني و شب نشيني و شبچراني است.

يلدا قدمتي چندهزارساله دارد که طي گذرسالها هنوز شعله اين آيين ملي و باستاني خاموش نشده است.

انواع ميوه ها نظيرهندوانه،آجيل و شيريني درکنار تفال به ديوان حافظ،از ديرباز زينت بخش سفره هاي شب يلداي ايرانيان بوده و هست و همدلي و همنشيني اعضاي خانواده و خويشاوندان نيز پاي ثابت اين جشن بوده است.

درايران کهن،جشن شب يلدا با جشن ظهور ميترا (خورشيد) مطابقت مي کند و به اعتقاد مهرپرستان ، يلدا نمادي براي دوري جستن از بدي ها و زشتيهاي ابليس است .

: شب يلدا طولاني ترين و اولين شب آغاز زمستان است که در اين روز آفتاب از برج قوس طلوع مي کند.

 پس از شب تاريک و طولاني يلدا، روز اندک اندک بلندتر مي شود که به اعتقاد ايرانيان ، اين تاريکي و طولاني بودن منحوس است و از سوي ديگر اين شب و سرماي سخت زمستان را نتيجه حمله "اهريمن تاريکي " است .

 بنابراين براي گريز از اين نحوست و بازگشت خورشيد، ايرانيان باستان آتش مي افروختند و خوان مي گستراندند و "ميزد" (نذر شامل نان و گوشت و ...) نثار مي کردند که بقاياي اين سنتها هنوز در کرمان ديده مي شود.

 در شب يلدا عده اي به در خانه ها مي آمدند و هيزم به خانواده ها مي دادند و براين باور بودند که اين هيزمها به شمش طلا تبديل مي شود.

 ايرانيان کهن ، پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت را در شب يلدا جشن مي گرفتند.
 همه قشرها و گروههايي که از فراورده هاي و محصولات کشاورزي بهره مند مي شوند، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.

 جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود.

 يلدا را مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست آنگونه که در گذشته دور کرسي نشستن ، خوردن ميوه ، آجيل و غذا خوردن تا نيمه شب و گرفتن فال حافظ از ويژگيهاي شب يلدا به شمار مي رفت .

هرچند که باگسترش فن آوري و پيشرفت علوم ، بسياري از سنتهاي ديرپاي گذشته در ميان هياهوي ارتباطات نوين و صدا و تصوير ماهواره ها و دود ماشينها رو به فراموشي است اما به هر حال شب يلدا که همدوش نوروز پيام آور صلح و دوستي براي ايرانيان است را مي توان از نمادهاي ملي اين سرزمين دانست که احيا آن دوستي ، محبت ، صفا، صميميت ، عشق و خاطره را به ارمغان مي آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 18:4  توسط علی معین فر  | 

امروزه يکي از دغدغه هاي اصلي اغلب  خانواده ها و جوان هاي آنان مساله ازدواج و پيامدهاي آن است. متاسفانه بحث محبت ورزيدن و مسئله اي به نام دوستي با جنس مخالف در کشور تا جايي پيش رفته که اگر اين موضوع به ازدواج هم ختم شود طبق آمار به دست آمده اکثر اين ازدواج ها به دليل عدم آشنايي صحيح و درست دختر و پسر منجر به جدايي مي شود. اين در حالي است که به گفته رئيس ثبت احوال کل کشور در 8 ماه اول سال جاري 68 هزار و 749 مورد طلاق در کشور به ثبت رسيده که نسبت به مدت مشابه سال قبل که 65 هزار و 742 مورد بوده است 4/4 درصد رشد داشته ايم. همچنين در 8 ماهه اول سال جاري 648 هزار و 975 مورد ازدواج ثبت شده که نسبت به سال گذشته که 625 هزار و 715 مورد بوده 3/6 درصد رشد داشته است.محمدرضا آيت اللهي خاطر نشان کرد: در 8 ماهه اول امسال 97 درصد وقايع ولادت در مهلت جاري ثبت شده که نسبت به سال گذشته 95 درصد ثبت داشتهايم. به گزارش مهر، همچنين 92 درصد واقعه طلاق در 8 ماهه سال جاري ثبت شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 1/3 درصد رشد داشته است. در اين راستا و با نگاهي به آمار اعلام شده متوجه مي شويم که اين افزايش نگران کننده است و نشانگر اقدام هر چه سريع تر مسئولين مربوطه در اين زمينه مي باشد.
عواملي که زندگي مشترک را به به بن بست ميکشاند
بسياري از کارشناسان معتقدند يک سري عوامل دست به دست هم مي دهند تا زندگي زناشويي به بن بست کشانده شود به طوري که تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي و روحي; يکي از اين موارد است اين مشکل در زوج هاي جواني که در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي کنند يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد. حتي الامکان بايد سعي کرد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد، کار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد يا کار و کاسبي جديدي راه بيندازيد. اين کارها مشکلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج هاي جواني که با اين مشکلات روبه رو مي شوند، پس از آن که ازدواجشان با شکست مواجه مي شود با تعجب از خود مي پرسند:«چرا چنين اتفاقي افتاد؟» مسئوليت و مشغله ي زياد باعث مي شود که زن و شوهر فرصت کمي براي همديگر داشته باشند و بنابراين فاصله ي آنها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مي رسد که براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي کنيد در اوايل ازدواج، براي خود، کار و دردسر نتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد. ياد آور مي شود در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده. ازدواج دو نفر بخشنده مي تواند يک مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دو نفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترک، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم درمي آورند. خودپسندي و خودخواهي، ازدواج را به ورطه نابودي مي کشاند.از طرفي اگر زن يا شوهر به طور کامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگي زناشويي آنها وجود خواهد داشت. بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجيح مي دهند که در کنارشان زندگي کند. آنها به اين مسئله توجه ندارند که در اين صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگي مشترک فرزندشان شوند.بسياري از زوجين انتظار دارند که پس از ازدواج وارد يک سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آنها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين که گاهي اوقات در زندگي زناشويي مشکلاتي پيش مي آيد که عرصه زندگي آنها را تنگ مي کند.سخن ما با کساني است که فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم مي کنند و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترک دلسرد مي کنند. بدبيني و حسادت، يکي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.از ديگر مواردي که کارشناسان عامل طلاق مي دانند اعتياد است. اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترک مي شود بلکه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الکلي دوري کنيد.ازدواج، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آنها را متعهد مي سازد که تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادي هاي زندگي، شريک يکديگر باشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي کنند و با اين کار کتاب زندگي مشترکشان را براي هميشه مي بندند.شکست در کار و تجارت نيز يکي از موارد مهم براي جدايي است. اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني که به دنبال اين شکست ايجاد مي شود، باعث آشفته کردن کانون خانواده مي شود.البته شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يک شبه پولدارشدن بيشتر از شکست در تجارت باشد. گاهي اوقات، ثروت يکباره اي که به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دور شدن آنها از يکديگر و منجر به مرگ زندگي مشترک مي شود.اما آنچه مهم به نظر مي رسد آن است که  ازدواج در سنين پايين از عواملي است که آمار طلاق آن بالاست. آمار طلاق در بين دختراني که در سنين 14-17 سالگي ازدواج مي کنند دو برابر بيشتر از دختراني است که در سنين 18-19 سالگي ازدواج مي کنند و نيز کساني که در سنين 18-19 سالگي ازدواج مي کنند، 75 برابر بيشتر از کساني که در سنين 20 سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند. اين آمار نشان مي دهد که فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشکلات زندگي مشترک در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي کشاند.
چه چيز خانواده ها را نجات مي دهد
به اعتقاد برخي کارشناسان يکي از مهم ترين عوامل افزايش آمار طلاق در کشور ما دوساخته شدن جامعه است. يک ساخت کهن با ارزش هاي سنتي که براي زنان وظايف مشخصي در درون خانه قائل است که از جانب پسران بيشتر مورد تاکيد و استقبال قرار مي گيرد. در برابر آن ساخت جديد شکل گرفته که بيشتر بر تساوي حقوق ميان زن و مرد و برابري وظايف آن ها در تشکيل يک زندگي تاکيد دارد و از جانب دختران مورد توجه قرار دارد. اين دو ساخته شدن جامعه سبب شده تا جوانان ما بسيار سردرگم، و دچار نوعي آنمي فکري شوند. آنمي نوعي پريشان احوالي فکري است که جوان ما دچار آن شده و در ميان ساخت هاي سنتي و مدرن جامعه نمي داند شتر است يا مرغ؟ مسئله مهم ديگر در امر طلاق عدم آشنايي صحيح و درست دختر و پسر تا پيش از ازدواج است. اين عدم شناخت مناسب بيش از پيش لزوم دوران نامزدي را نمايان مي کند. بر اساس آماري که در اين رابطه گرفته شده، اگر جوانان پيش از ازدواج يک دوره نامزدي تا حدود سه ماهه را تجربه کنند آمار طلاق آن ها کاهش مي يابد. اين دوره سه ماهه اگر به شش، نه و يا 12 ماه افزايش يابد آمار طلاق نيز به تناسب کاهش مي يابد. البته بيش از يک سال براي دوره نامزدي اصلا توصيه نمي شود چون در اين صورت مشکلات جديدي به وجود مي آيد. مسئله عدم آشنايي در ازدواج شهروندان شهرهاي بزرگ به چشم مي خورد. در اين شهرها به دليل رشد زندگي صنعتي روابط و آشنايي ها کم تر شده است. در شهرهاي کوچک تر و در ازدواج هاي قومي و فاميلي اين عدم شناخت کم رنگ تر مي شود. به همين دليل به خانواده هايي که در شهرهاي بزرگ زندگي مي کنند توصيه مي شود اين مسئله را جدي بگيرند و از ازدواج هاي آني و بوالهوسانه جلوگيري کنند. ازدواج هايي که با يک يا چند ديدار ساده و بيشتر بر اساس زيبايي و يا جذابيت هاي ظاهري شکل مي گيرند از اين عدم آشنايي و همچنين معيار نداشتن جوانان ما ناشي مي شود. وقتي جوان نه معيار مشخصي براي همسر خود دارد و نه شناخت درستي از خواسته هاي خود، احتمال طلاق به شدت بالا مي رود. بنيان چنين ازدواج هايي بسيار سست است چرا که توقعات، پس از ادواج مشخص مي شود و به ويژه دختران پس از ازدواج به خواست هاي اقتصادي خود نمي رسند و اين مسئله يک بحران جدي ايجاد مي کند. شايد عدم تناسب فرهنگي را نيز بتوانيم در همين رده قرار دهيم. از آن جا که ديگر ازدواج ها از دايره فاميلي و قومي و محله اي و حتي شهري خارج شده و بين افرادي از شهرها و قوميت ها و فرهنگ هاي متفاوت شکل مي گيرد، عدم تناسب فرهنگي به يکي از اختلافات زوجين بدل مي شود. اين مطلب نيز بار ديگر لزوم شناخت پيش از ازدواج را مشخص مي کند.
نارضايتي جنسي از مهم ترين دلايل طلاق در ايران
در اين زمينه چندي پيش معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان ملي جوانان ايران، گفته بود که نارضايتي جنسي يکي از مهم ترين دلايل طلاق در اين کشور است.محمد جواد حاج علي اکبري، اين موضوع را در جشنواره "مطلع عشق" در دانشگاه ايلام، اعلام کرد.به گفته حاجي علي اکبري، ايران 25 ميليون جوان 14 تا 29 ساله دارد که تعداد زيادي از آنها در سن مناسب ازدواج هستند.مقام هاي ايراني در سال هاي اخير در چندين نوبت نسبت به افزايش آمار طلاق به علت مشکلات ناشي از مسائل جنسي هشدار داده اند.اظهار نظر درباره مسائل جنسي در ايران از سوي مقام هاي رسمي، همواره خط قرمز محسوب مي شده اما با افزايش آسيب هاي اجتماعي آن در سال هاي اخير، اظهار نظر درباره آن به حيطه هاي عمومي نيز کشيده شده است.برخي از کارشناسان مسائل خانوادگي، سه دليل نبود آموزش هاي جنسي لازم در مدارس و دانشگاه ها، مشکلات فرهنگي از جمله بي رغبتي مردان به حل اختلالات جنسي شان و مشکلات اقتصادي که فرصت حل مسائل را از همسران مي گيرد، از عوامل عمده نارضايتي هاي جنسي در ايران مي دانند. کاظم فروتن، دبير همايش خانواده و سلامتي در ايران، سال گذشته در جريان برگزاري سومين همايش سراسري خانواده و سلامت، گفته بود که بين 50 تا 60 درصد طلاق ها به علت مشکلات و اختلالات جنسي است.همچنين در جريان برگزاري اين همايش "ناتواني جنسي درمردان" و "بي ميلي جنسي در زنان" به عنوان شايعترين اختلالات جنسي در ايران اعلام شده بود.کارشناسان مسائل خانواده مي گويند بسياري از خانواده هاي ايراني از وجود اين مشکلات آگاهي ندارند و همين امر موجب مشاجرات و اختلافات خانوادگي و در نهايت طلاق مي شود.به گفته کارشناسان، براي اين مشکل که شمار زيادي از خانواده ها درگير آن هستند، برنامه  مشخصي در کشور وجود ندارد. از طرفي عدم تناسب سني نيز همان گونه که به صورت سنتي بر آن تاکيد مي شده امروز به صورت علمي و آماري به عنوان يکي از عوامل منجر به طلاق شناخته مي شود. در اکثريت ازدواج هايي که در آن ها، سن دختر بيش از پسر بوده است ما شاهد طلاق بوده ايم. اين مسئله مي تواند چند عامل داشته باشد. در برخي از موارد پسران احساس مي کنند با فردي مانند مادر خود زندگي مي کنند و نه يک همسر به عنوان يک هم صحبت هم تراز. همچنين به اين دليل که دختران زودتر شکسته مي شوند به مرور اختلافاتي ميان دختر و پسر ايجاد مي شود. در حال حاضر به شدت توصيه مي شود که حتما سن پسران در هنگام ازدواج تا حدودي بيشتر از دختران باشد. معمولااختلاف يک تا پنج سال فاصله مناسب است. حتي اگر سن دو طرف تقريبا برابر هم باشد اختلاف تا حد زيادي کاهش مي يابد اما سن بيشتر دختران به هيچ وجه توصيه نمي شود. بنا بر آمار گرفته شده، بيشترين درصد جدايي ها به سن 18 تا 25 سال باز مي گردد. پس از اين بازه سني به شدت شاهد کاهش آمار طلاق هستيم و اين نشان مي دهد که بحران هاي پنج سال اول ازدواج به شدت زندگي مشترک را تهديد مي کند. اين بحران ها در پنج سال اول وجود دارد و تنها با رعايت اصول يک ازدواج صحيح مي توان از آن ها به سلامت عبور کرد. پس از اين بازه سني دوران دومي که آمار ازدواج بالا مي گيرد به زماني بر مي گردد که فرزندان به اصطلاح از آب و گل در مي آيند. در اين زمان هم بار ديگر شاهد بالا رفتن آمار طلاق هستيم اما اين به هيچ وجه به معناي اين مسئله نيست که تعداد بالاي فرزندان و اساسا وجود آن ها مانعي براي جدايي باشد. اين يک باور قديمي است که اصلا با واقعيت مطابق نيست. چه هنگامي که يکي از دو طرف به ناچار به بچه دار شدن تن در مي دهد و چه هنگامي که پيش از آن به يک ازدواج ناخواسته و اجباري تن مي دهد، نه تنها آمار طلاق بالا مي رود که حتي آمار خودکشي نيز افزايش مي يابد. در کل برخي از مهم ترين عوامل موثر در طلاق را مي توان بيکاري، اعتياد، بيماري و ازدواج هاي بدون مطالعه دانست.
ازدواج عاقلانه منجر به طلاق نمي شود
نتيجه کلي بررسي هاي آماري اين است که بيشترين وقايع طلاق بين زوج هاي جوان تر به ثبت رسيده است و ازسويي ديگر اميدواريها به بقاي زندگي زناشويي بين زوج هاي تحصيل کرده و پخته تر، به مراتب بيشتر است.درهمين حال نظريه هاي کارشناسي و دلسوزانه درخصوص واقعيت هاي زناشويي براين است که طلاق نيز از آن جمله حوادث و اتفاق هاي ممکن است که علاج آنرا قبل از وقوع بايد کرد.بنابراين همسرگزيني و معيارهاي مربوطه به آن، جزو مهارتهايي از زندگي است که مي بايد در بستر خانواده و اجتماع به فرزندان و شهروندان انتقال داده شود و اين امر منوط به معيارهاي انتخاب است. چنانچه اهداف و متغيرهاي متعالي براي انتخاب همسر در نظر گرفته شده باشد آينده خوبي را مي توان براي ازدواج پيش بيني کرد. معيارهايي مانند تناسب سن، تحصيلات، فرهنگ، آداب و رسوم و سطح برخورداري پايگاه اجتماعي و در نهايت باورها و اعتقادات شالوده زندگي مشترک را مي سازد. لذا براي دوام يک انتخاب صحيح و پايداري آن استحکام زندگي مشترک علاوه برآنکه انتخاب صحيح موثر است، رعايت کردن اصول حاکم بر زندگي مشترک نيز موجبات پايداري زندگي را فراهم خواهد کرد. در اين باره مي توان به مديريت عاطفي در زندگي، مديريت اقتصادي و مديريت اخلاقي بر زندگي و بسياري از کارکردهاي ديگر اشاره کرد. يادمان باشد عشق،مهرورزي، انتقال محبتهاي کلامي و احساسي، بردباري، گذشت، چشم پوشي، فداکاري، احترام، تفاهم ودرک متقابل هرکدام به نوبه خود مي توانند عاملي در دوام زندگي مشترک باشند. علايق و نيازهاي طرفين، توجه به رشد و شخصيت طرفين، توجه به استعداد و هويت فردي طرفين و بسياري از توجهاتي که زندگي لازم دارد، مي تواند استعداد زندگي خوب را در پي داشته باشد. و معيارهاي نادرست مي تواند از دلايل گسست زندگي مشترک باشد و چناچه باهم تلفيق نشده باشد به اين معنا که همسر گزيني به صورت تک بعدي صورت گرفته است و به عبارت ديگر دخالت ندادن عقل، فرهنگ، ارزش ها و باورها جايگاه ها و پايگاه ها، سن و تحصيلات، هم کف بودن و متناسب بودن زوجين براي يکديگر جزو اين موارد است که پس از ازدواج موجب گسست مي شود. نبود تفاهم، عدم توجه به نيازها و علايق با يکديگر،بي اعتنايي به يکديگر، بي مهري و بي محبتي زوجين، مشکلات اقتصادي شغلي و دخالت هاي غير حرفه اي ديگران و نبود گذشت و چشم پوشي از عيوب و نداشتن تحمل و بردباري در زندگي مي تواند شيرازه زندگي را از هم پاشيده و نهايتا منجر به گسست رابطه زن و شوهر و نابساماني خانواه شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 15:43  توسط علی معین فر  | 

 

جنبش دانشجويي در ايران هميشه در بطن و متن حوادث و تحولات سال هاي اخير كشورمان بوده است تحولاتي كه گاه دگرگوني هاي اساسي را با خود  به همراه داشته است. براي نمونه مي توان به نقش اين جنبش در پيوستن به نهضت سال 1342 امام خميني)ره( و همگام شدن با سران نهضت و همسويي با سيل خروشان ملت در جريان شكل گيري و ظهور پديده انقلاب اسلامي سال 1357 اشاره نمود كه نقشي بي نظير و بعضا پيشرو ايفا كرده است كه البته پرداختن به ابعاد حضور اين جنبش در جريان انقلاب و خصوصا پس از آن و بررسي ميزان تاثيرگذاري اين جنبش خود مجال ديگري را مي طلبد.
    
    
    گاه اين جنبش با همگام شدن با نحله ها و محافل روشنفكري و آزاديخواهي كه خواهان آزادي و عدالت اجتماعي بوده اند در بروز و ظهور جنبش هاي روشنفكري خصوصا روشنفكري ديني و سرانجام در به ثمر رسيدن گفتمان <مردمسالاري ديني> به عنوان گفتمان رايج در ايران نقش بسزايي داشته است.
    
    
    جنبش دانشجويي در ايران اساسا در جهت تبيين جايگاه و نقش خود در جامعه و به تبع آن در معادلات قدرت همواره بر مشي اعتدال ولي با پا فشاري بر اصولي همچون آزاديخواهي، استبدادستيزي و استعمارزدايي پاي فشرده كه البته مرام ظلم ستيزي، عدالت طلبي و آرمانخواهي در آن با توجه به روحيات جواني موج مي زند. اين جنبش علي رغم تلاش تماميت خواهان و انحصارطلبان در هدم آن و سعي در انحراف آن توانسته در هر عصر و زمانه اي با عقلانيت. درايت و تدبير و با اتخاذ تاكتيك هاي متناسب با نوع رويدادها و تحولات آن عصر را كنش متقابل لازم و متناسب را انتخاب و بر پايه آن عمل نمايد. به ميزان افزايش رشد سياسي و بلوغ اجتماعي در دانشجويان و در بدنه جنبش دانشجويي ايران اين نحله توانسته در بزنگاه هاي تاريخي عكس العمل هاي مناسب و دقيق از خود نشان داده كه موج آن عمدتا جامعه را دستخوش تحولات و بعضا خيزش هاي اجتماعي بنمايد. از جمله مي توان به احساس ضرورت واكنش جدي از سوي جنبش دانشجويي در برابر كودتاچيان 28 مرداد 32 براي جبران جراحت و تحقيري كه پس از آن بر ملت رفته بود اشاره كرد. اين واكنش ها و حساسيت هاي به موقع در برابر اوضاع و احوال جامعه و تحولات سياسي كشور بود كه اين جنبش را در صدر ديگر گروه ها و جنبش هاي سياسي قرار داده است. با مروري كوتاه به تاريخ مبارزات مردم ايران وجنبش دانشجويي مي توان اذعان كرد كه روز 16 آذر 32 به عنوان نماد و سمبل مبارزه با استبداد و استعمار شناخته شده است.
    
    
    در واقع پس از كودتاي آمريكايي 28 مرداد سال 32 كه موجب تنفر و انزجار عميق ملت ايران از آمريكا براي هميشه گرديد ياس و نااميدي و به تبع آن خفقان حاكم شده و رژيم وابسته كه توانسته بود با كمك اربابان و دلارهاي آمريكايي بر اريكه قدرت باز گردد درصدد برآمد تا پله هاي حكومت خود را تثبيت كند اما غافل از اينكه مقاومت مردم به طور كامل از بين نرفته و ملت ايران در اولين فرصت خشم و انزجار خود را نشان خواهد.
    
    
     ورود نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا به ايران كه مي آمد تا در حقيقت نتيجه سرمايه گذاري 21 ميليون دلاري خود را كه براي سرنگوني دولت مردمي مصدق هزينه كرده بود را مشاهده كند و نيز با مشروع جلوه دادن رژيم كودتا امتيازات خود را در محيط علي الظاهر آرام پس از كودتا مطالبه كند بهترين فرصتي بود تا ملت ايران و خصوصا جنبش دانشجويي آگاه و هميشه بيدار و متعهد به آرمان هاي ملت ايران صداي اعتراض خود را به گوش جهانيان برساند.
    
    
    در پي تظاهراتي كه در داخل دانشگاه از سوي دانشجويان در اعتراض به ورود كاردار جديد سفارت انگليس در ايران از روز 14 آذر آغاز گرديد و روز بعد به خارج از دانشگاه كشيده شد رژيم كه از خشم ملت و دانشجويان نسبت به خود واربابان آمريكاييش آگاه بود با تمام قوا جهت سركوب جنبش متوجه دانشگاه شد صبح روز 16 آذر گارد تا دندان مسلح رژيم كودتا براي اولين بار وارد صحن دانشگاه تهران شده و حرمت نهاد علم و دانش را به سخره گرفت تا به زعم خود فرياد اعتراض را در نطفه خفه كند اعتراض و انتقاد دانشجويان نسبت به حضور نظاميان در محوطه دانشگاه اين بار موجب هجوم وحشيانه آنها به كلاس هاي درس براي ايجاد رعب و وحشت و گرفتن زهر چشم مي شود و در نهايت هم با رسيدن دستور شليك تير مستقيم به سمت دانشجويان بي پناه براي متفرق كردن آنها منجر به شهادت 3 آذر اهورايي به نام هاي مصطفي بزرگ نيا، مهدي شريعت رضوي و احمد قندچي و موجب زخمي و مجروح شدن تعداد زيادي از دانشجويان مي شود لكه ننگي كه تا ابد بر پيشاني رژيم ماند ولي باعث شد تا خاطره شجاعت و مقاومت دانشجويان و خصوصا شهداي 16 آذر هميشه در خاطر ملت ايران ماندگار گردد. بدين ترتيب برگي ديگر در دفتر تاريخ جنبش دانشجويي ايران به عنوان روز <مقاومت تاريخي> در برابر استبداد و استعمار رقم خورد و به پاس فداكاري دانشجويان به عنوان <روز دانشجو> در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت گرديد. بي مناسبت نيست تا در پايان به عنوان حسن ختام اين يادداشت بخشي از سخنراني شهيد چمران آن مرد بزرگ را كه در رابطه با حادثه 16 آذر با بياني سوزناك كه همسنگ قلمش شيوا ابراز داشته را در اينجا بياورم: <وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم مي بينم صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي اندازد. سكوت موحش بعد از رگبار بدنم را مي لرزاند. آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مي شنوم. دانشكده فني خون آلود را در آن روز و روزهاي بعد براي العين مي بينم....>
    
    
  

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 21:34  توسط علی معین فر  | 

 تحقیقات انجام شده توسط گروه جامعه شناسی خانواده دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی نشان  دهد که بدلیل مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش تورم و اشتغال بیش از حد زوجین، میزان گفتگو میان زوجین در طول شبانه روز به کمتر از 17 دقیقه می رسد.

دکتر غلامرضا علیزاده محقق و استاد دانشگاه  با اعلام این خبر به مشکلاتی که هم اکنون گریبانگیر خانواده هاست اشاره کرد و گفت: در حال حاضر بدلیل نیازها و مشکلات اقتصادی موجود، خانواده ها با مسائل زیادی مواجه بوده و برای گذران زندگی و تامین نیازهای خود مجبور هستند که زن و مرد هر دو کار کنند.

برخی از کارشناسان اجتماعی با بررسی آمارهای مربوط به موضوع طلاق در ایران، معتقدند که این آمار از روندی صعودی برخوردار شده است.

پیش از این معاون دفتر امور آسیب ‌دیدگان سازمان بهزیستى کشور با تحلیل آمار طلاق در کشور گفته بود: آمار طلاق از سال 80 به بعد با شتاب بیشترى نسبت به سال‌هاى گذشته داراى سیر صعودى بوده است. بنا به گفته دکتر غلامرضا رضایی فر آمارها حاکى از آن است که از هر پنج ازدواج در تهران یک ازدواج منجر به طلاق شده است. این در حالیست که برخی کارشناسان اجتماعی آمار فوق را حادتر از اعلام های رسمی می دانند.

در این باره دکتر غلامرضا علیزاده به خبرنگار مهر به تحقیقاتی که در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام شده است اشاره کرد و گفت: آمارهای واقعی حاکی از آن است که در کلان شهرها از هر 4 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود و در شمیرانات که از محله های مرفه نشین تهران است نیز از هر 3 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود.

این جامعه شناس خاطر نشان کرد: در اینگونه موارد بدلیل مشکلات موجود و نداشتن مسکن و درآمد کافی ، بعد از ازدواج خانواده تبدیل به خوابگاه می شود و زوجین یکدیگر را نمی بینند به جر مواردی که می خواهند با یکدیگر در مورد مشکلات کاری و زندگی و نه صحبتهای عاطفی و مهرورزانه ، گفتگو کنند.

این محقق و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند میزان گفتگوی میان آنان به 17 دقیقه در طول شبانه روز کاهش پیدا می کند ، اظهار داشت: تمام این موارد باعث می شود که خانواده ها دچار آسیب شوند بطوریکه طلاق در شهرهای بزرگ افزایش یافته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:58  توسط علی معین فر  | 

حجت‌الاسلام‌والمسلمين عباسعلي عليزاده، معاون اداري و مالي قوه قضائيه و رئيس سابق دادگستري كل استان تهران با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران به سؤالات گوناگون خبرنگاران سرويس حقوقي ايسنا درباره بهداشت قضايي، برخي اختلافات مجلس، قوه قضائيه و دولت در انجام وظايف، بخشنامه‌هاي رئيس قوه قضائيه درباره عدم صدور حكم سنگسار و همچنين اعدام براي افراد زير 18 سال و همچنين قتل‌هاي سريالي پاسخ داد.

مسئولان نظام موظف به تحقق و تأمين عدالت و امنيت هستند
حجت‌الاسلام‌والمسلمين عباسعلي عليزاده در گفت‌وگو با ايسنا، عدالت و امنيت را از مسائل مهم و قابل توجه در كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران برشمرد و اظهار كرد: اجرا، بسط، گسترش، استقرار عدالت و تأمين امنيت در تمام سطوح و جميع زواياي كشور حقيقتي است كه قاطبه مردم از مسئولان نظام مطالبه كرده و مديران و مسئولان نظام موظف به تحقق و تأمين آن هستند.

وي با بيان اينكه اين مسئوليت مهم مطابق قانون اساسي و قوانين عادي جزو وظايف اصلي قوه قضائيه است، اين پرسش  را مطرح كرد كه آيا قوه قضائيه به تنهايي مسئول تحقق عدالت و ايجاد امنيت است يا اينكه قواي ديگر نيز در اين مقوله سهمي دارند؟ و نيز قوه قضائيه چقدر از اين مسئوليت را قبول دارد و چه مقدار سهم دو قوه ديگر است؟

از هر هشت نفر، يك نفر در قوه‌ قضائيه پرونده دارد
معاون رئيس قوه قضاييه، با اشاره به سخنان آيت‌الله‌ هاشمي شاهرودي در جمع ائمه جمعه سراسر كشور در تهران مبني بر اينكه «با وجود جمعيت هفتاد ميليون نفري در ايران ساليانه حدود 9 ميليون پرونده (كه حاكي از اختلاف و منازعه طرفين پرونده است) وجود دارد» گفت: معناي اين موضوع در يك تحليل ساده يعني، به طور ميانگين در كشور از هر هشت نفر، يك نفر در قوه قضائيه پرونده دارد.

عليزاده خاطر نشان كرد: البته در فرض تحليل خوش‌بينانه! وگرنه به‌طور متوسط در هر پرونده سه نفر مطرح هستند؛ اما از آنجا كه در بعضي از پرونده‌ها (هر چند خيلي اندك) يك نفر مطرح است، فرض را بر اين مي‌گذاريم كه در هر پرونده دو نفر مطرح هستند كه در اين صورت بايد پذيرفت ساليانه 18 ميليون نفر در پرونده‌هاي قضايي (به عنوان شاكي و متهم يا خواهان و خوانده) مطرح هستند.

رئيس سابق دادگستري كل استان تهران در ادامه گفت: اين مراجعين غير از افرادي هستند كه پرونده‌ آنها در هيأت‌هاي تخلفات اداري سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها و هيأت‌هاي حل اختلاف كارگري و كارفرمايي و نيز پرونده‌هاي مالياتي هيأت‌هاي دارايي و كميسيون ماده 100 شهرداري و امثال اينها مطرح هست.

پرونده‌هاي هيأت‌هاي تخلفات اداري نسبت به سال قبل 12 درصد افزايش داشته است
وي با بيان اينكه تنها پرونده‌هاي هيأت‌هاي تخلفات اداري كه در سال 1386 مورد رسيدگي قرار گرفته، 13 هزار و 414 پرونده در كل كشور مربوط به همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها بوده كه نسبت به سال قبل 12 درصد افزايش داشته است، ادامه داد: پرسش  اين است كه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه طبق اصل دوم قانون اساسي بر پايه ايمان به خداي يكتا، وحي الهي، معاد، عدل، امامت و رهبري، كرامت و ارزش‌هاي والاي انساني، قسط، استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و همبستگي ملي تاسيس و تشكيل شده است؛ آيا وجود اين همه پرونده و اختلاف واقعا جاي تامل و تدبر ندارد؟

معاون اداري و مالي قوه قضائيه تصريح كرد: اين همان معنايي است كه رئيس محترم قوه قضائيه به كرات در مقام تبيين و تشريح و علت كمبود نيروي انساني (قاضي و كارمند)، تشكيلات اداري و امكانات و تداركات بيان كرده‌اند. به همين جهت ايشان بهداشت قضايي را به معني اينكه «تمام امكانات نظام براي قضازدايي و اتخاذ سياست پيشگيري از وقوع و بروز منازعه و دعواي جديد بسيج شده و براي جلوگيري از آن تدبير شود» مطرح كردند.

عليزاده با بيان اينكه رسيدن به اين هدف به دو شكل متصور است، گفت: نخست اينكه خيلي از موضوعاتي كه در قانون، جرم به حساب آمده تا آنجا كه ممكن است از موضوع جرايم خارج شده و به عنوان تخلف مطرح شود و نهايتا در مقام رسيدگي در هيأت‌هاي تخلفات اداري قابل طرح و رسيدگي باشد.

وي ادامه داد: ديگر اينكه از وقوع جرايم پيشگيري شود يعني موضوعاتي كه واقعا جرم هستند و لزوما بايد در دادسرا و محاكم رسيدگي و حل و فصل شوند طوري برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري شود كه جرم واقع نشود تا احتياج به رسيدگي قضايي و بگير و ببندهاي بعدي آن باشد.

در كجاي دنيا نسبت به صدور چك اين همه پرونده وجود دارد؟
وي خاطر نشان كرد: يكي از مصاديق بخش نخست مسأله چك و بعضي از مسائلي است كه به كيان خانواده مربوط مي‌شود، مانند عدم پرداخت مهريه از ناحيه زوج يا عدم پرداخت قرض كه طبق قانون شوهر و مديون تا زماني كه آن را پرداخت نكرده يا اثبات اعسار نكنند بايد در زندان باشد. در حال حاضر موضوع تعداد كثيري از پرونده‌هاي حقوقي و كيفري مطروحه در دادگستري‌ها مربوط به قانون چك است كه در اينجا اين پرسش  مطرح مي‌شود كه در كجاي دنيا با وجود رواج پررونق بازار تجارت و معامله، نسبت به صدور چك اين همه پرونده وجود دارد؟

معاون اداري و مالي قوه قضائيه در ادامه درباره مساله عدم پرداخت مهريه و ديگرديون گفت: با اينكه اسلام مي‌گويد «... فنظره الي ميسره ...»، در اينجا قضات اصل را بر وجود تمكن دانسته و اعسار را با اينكه امر «عدمي» است بايد ثابت كند. خيلي از موضوعات مشابه ديگري نيز وجود دارد كه جاي تامل است.

عليزاده درباره‌ پيشگيري از وقوع جرم يا به تعبير رئيس قوه قضائيه بهداشت قضايي، گفت: منظور از بهداشت قضايي طبق تعريف ايشان اين است كه ما كاري كنيم تا جرم واقع نشود مانند وزارت بهداشت و درمان، بهداشت يعني دولت قبل از اينكه مثلا ميكروب وبا يا ديگرامراض وارد بدن اشخاص شود، محيط كشور را ضدعفوني مي‌كند تا سلامت افراد به خطر نيفتد. به همين جهت در زمان كودكي، واكسن يا قطره ضد فلج اطفال و ديگرامراض و معلوليت‌ها را تزريق يا به خورد اطفال مي‌دهند تا آنها مبتلا به امراض كذايي نشوند؛ اين اقدام بسيار معقول و منطقي است.

معاون رئيس قوه قضائيه در ادامه گفت: اگر وزارت بهداشت اين كارها را انجام ندهد و بگويد اينها هزينه دارد و اگر كسي مريض شد او را معالجه مي‌كنيم و بيمارستان و طبيب و دارو و ديگرلوازم پزشكي را تهيه كند، اين پرسش  مطرح مي‌شود كه اولا آيا اين فكر و انديشه صحيح و منطقي است؟ يقينا صاحب‌نظران قاطعانه آن را رد مي‌كنند و ثانيا آيا وزارت بهداشت خواهد توانست اين همه مريضي را معالجه كند؟ يقينا خيلي از انسان‌ها از بين خواهند رفت يا مبتلا به امراض بدون علاج و معلوليت‌هاي دائمي خواهند شد. به علاوه اينكه چه مقدار وقت انسان‌ها در اين مسير تلف خواهد شد و چه مقدار هزينه مادي و معنوي به دنبال خواهد داشت كه به هيچ‌وجه منطقي و معقول به نظر نمي‌رسد.

بهداشت قضايي مشابه بهداشت درماني است
وي اظهار كرد: بهداشت قضايي نيز مشابه بهداشت درماني است. نظام بايد ترتيبي اتخاذ كند كه از وجود اختلاف، نزاع و درگيري پيشگيري شود تا نيازي به تشكيل پرونده و افزايش قاضي، كارمند، فضاي اداري و ديگرتداركات لازم بيش از حد متعارف نباشد. اين معنا در قانون اساسي و قوانين عادي به عنوان «پيشگيري از وقوع جرم» مطرح شده است.

معاون اداري و مالي قوه قضائيه با اشاره به بند پنج اصل 156 قانون اساسي، تصريح كرد: به خاطر دارم و شايد بسياري از مسئولان قضايي نيز به خاطر داشته باشند كه تقريبا از اوايل انقلاب كه قوه قضائيه به صورت شورايي اداره مي‌شد تا اين زمان، در هر صورت و موقعيتي كه پيش مي‌آمد، به مسئولان مربوطه عرض مي‌كرديم كه چرا نسبت به بند پنجم از اصل 156 اقدام نمي‌كنيد كه به تناسب پرسش  پاسخ داده مي‌شد اما كار عملي صورت نگرفته و با اين وضع و شرايط هيچ موقع اقدام مناسبي صورت نخواهد گرفت.

بايد در شناخت و تبيين جرم از روش جامعه‌شناختي استفاده كرد
عليزاده با بيان اينكه عده‌اي معتقدند جرم يك پديده اجتماعي است يعني عوامل فرهنگي، اجتماعي و محيطي در بروز رفتار مجرمانه موثر است، افزود: بنابراين بايد در شناخت و تبيين جرم از روش جامعه‌شناختي استفاده كرد و از مشاهده وقايع، ملاحظات آماري، شرايط زندگي، رابطه بين جرم و ديگرعوامل غفلت نكرد. اين گروه جرم را اينگونه تعريف مي‌كنند كه عبارت است از نقض نظام اجتماعي و رفتاري كه با ضوابط فرهنگي و اجتماعي حاكم بر جامعه مغايرت دارد و احساسات عمومي را جريحه‌دار مي‌سازد.

رئيس سابق دادگستري كل استان تهران افزود: جناياتي كه معمولا رخ مي‌دهد جزو يكي از هفت نوع تجاوزي است كه اسلام در برابر آنها كيفر مقرر كرده است. 1- تجاوز به عقيده و مكتب مانند ارتداد و توهين به مقدسات، 2- تجاوز به مال افراد مانند دزدي و اكل اموال مردم به باطل، 3- تجاوز به جان افراد مانند قتل و ضرب و جرح، 4- تجاوز به ناموس افراد مانند زنا، لواط و حيثيت خانوادگي، 5- تجاوز به آبرو و حيثيت افراد مانند افترا و تهمت، 6- تجاوز به امنيت جامعه مانند ايجاد وحشت يا حمله مسلحانه و ناامن كردن محيط براي فرد و جامعه و 7- تجاوز به حقوق جامعه مانند اشاعه فحشاء و گناه و تهيه ادوات جرم اخلاقي و نيز آماده كردن محيط مناسب براي وقوع جرايمي كه انسان‌ها زمينه ارتكاب آنها را دارند.

وي خاطر نشان كرد: با توجه به اين مسأله جرم يك پديده اجتماعي است، چگونه بايد از وقوع آن جلوگيري شود؟ چه كسي يا چه ارگاني بايد مقدماتي كه لازمه آن جلوگيري از پديده اجتماعي و ناهنجاري‌هاي اخلاقي و اعتقادي و انساني است فراهم كرده و ايجاد كند؟

معاون اداري و مالي قوه قضاييه، با اشاره به اصل سوم قانون اساسي خاطر نشان كرد: اين اصل دولت را موظف به «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي و رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه‌هاي مادي و معنوي و ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غيرضروري و پي‌ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه‌هاي تغذيه، مسكن، كار، بهداشت، تعميم بيمه و تأمين حقوق همه‌جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي برادري اسلامي و تعاون عمومي بين همه افراد» كرده است.

عليزاده در ادامه‌ گفت‌وگويش، افزود: همچنين در اصل چهل و سوم نيز صراحتا بيان شده كه براي تأمين استقلال اقتصادي جامعه و ريشه‌كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انسان در جريان رشد با حفظ آزادگي او، اقتصاد جمهوري اسلامي ايران بر اساس ضوابط زير استوار مي‌شود: 1- تأمين نيازهاي اساسي، مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه، 2- تأمين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كارند ولي وسايل كار ندارند و نيز منع اضرار به غير، اسراف و تبذير و تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزي، دامي و صنعتي كه نيازهاي عمومي را تأمين كند.

اين پرسش  مطرح است كه آيا ديگرارگان‌ها در پيشگيري از جرم وظيفه‌اي ندارند؟
معاون رئيس قوه قضائيه خاطر نشان كرد: با اين وجود اگر محيط جامعه اسلامي شود و نيازهاي مادي و معنوي افراد جامعه تأمين شود به حسب ظاهر بزرگ‌ترين اقدام براي پيشگيري از وقوع جرايم فراهم خواهد شد چون مي‌گوييم كه جرم يك پديده اجتماعي است. از طرفي قانون اساسي پيشگيري از وقوع جرم را وظيفه قوه قضائيه بيان كرده است و در اينجا اين پرسش  مطرح مي‌شود كه آيا ديگرارگان‌ها در اين مقوله وظيفه‌اي ندارند؟ و اگر دارند آنها چگونه و با چه ساز و كاري بايد وظيفه خودشان را انجام دهند؟

وي يادآور شد: در ماده‌ يك قانون تاسيس وزارت اطلاعات نيز به پيشگيري اشاره شده است. همچنين در بند يك ماده‌ دو كنوانسيون بين‌المللي كمك‌هاي متقابل اداري به منظور پيشگيري، تجسس و جلوگيري از تخلفات گمركي نيز به پيشگيري اشاره شده است. در ظاهر پيشگيري از وقوع جرم منحصر در صلاحيت قوه‌ قضائيه نيست بلكه ديگرارگان‌هاي نظام نيز به نوعي مسئوليت دارند اما طبق بند پنج اصل 156 قانون اساسي كه معتبرترين قانون كشور است، اين مسئوليت به عهده‌ قوه‌ قضائيه گذاشته شده است.

از طرق فرهنگي، اقتصادي و نيروي انتظامي مي‌توان از وقوع جرايم پيشگيري كرد
معاون رئيس قوه قضاييه، با بيان اينكه از سه طريق فرهنگي، اقتصادي و نيروي قهريه و انتظامي مي‌توان از وقوع جرايم پيشگيري كرد، ادامه داد: متاسفانه هيچكدام از سه موضوع فوق در اختيار قوه قضائيه نيست با اين وصف چرا قانون اساسي اين مسئوليت بسيار مهم را برعهده قوه قضائيه گذاشته و هيچ راه و چاره و اختيار قانوني به او تفويض نكرده، معلوم نيست. فقط مي‌توانيم قائل شويم كه مديريت آن بر عهده قوه قضائيه است و ديگرارگان‌ها و مسئولان بايد در اين مقوله مديريت قوه قضائيه را بپذيرند كه اگر چنين باشد فقط مي‌توانم بگويم «لا راي لمن لايطاع».

قوه‌ قضائيه براي اجراي طرح‌هاي قانوني و ضروري خود دچار مشكل جدي است
عليزاده خاطر نشان كرد: قوه قضائيه براي اجراي طرح‌هاي قانوني و ضروري خودش از جهت كمبود كادر اداري و بودجه و مسائل مشابه دچار مشكل جدي است نمي‌دانم مسأله به اين مهمي را كه ساز و كار معيني براي آن تعريف نشده، چگونه مي‌خواهد مديريت كند.

تقاضا مي‌كنم مطالبم را به وادي سياسي نبرند
معاون رئيس قوه قضاييه، با تأكيد بر اينكه قصدم از بيان اين مطالب به هيچ‌وجه صبغه سياسي و پاس دادن موضوع به ارگان يا شخصيتي ديگر نيست، گفت: تقاضا مي‌كنم هيچ فردي يا گروهي اين مطالب را به وادي سياسي نبرد كه در اين صورت حقيقت گم شده و جويندگان حقيقت را از هدف دور مي‌كند.

وي در تشريح پيشگيري از وقوع جرم از طريق فرهنگي اظهار كرد: اصل دوم قانون اساسي حقيقتا مطالبي را بيان كرده كه اگر محقق شود كشور جمهوري اسلامي ايران مدينه فاضله مي‌شود. در بند يك اصل سوم قانون اساسي نيز چنين آمده كه دولت جمهوري اسلامي ايران - منظور از دولت ظاهرا حكومت جمهوري اسلامي است نه فقط قوه مجريه-‌ موظف است به ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان، تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي، بالا بردن سطح آگاههاي عمومي در همه زمينه‌ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و وسايل ديگر و رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه‌هاي مادي و معنوي.

آيا دولت به وظايف فوق‌العاده مهم بند يك اصل سوم قانون اساسي عمل كرده است؟
معاون اداري و مالي قوه قضائيه ادامه داد: در اينجا اين پرسش  مطرح مي‌شود كه آيا دولت به وظايف فوق‌العاده مهم مذكور عمل كرده است؟ اگر عمل شده باشد كه بايد فسادي وجود نداشته باشد؛ مگر افرادي كه اصلاح‌پذير نيستند كه آنها اندك و نادر كالمعدوم هستند. در طول 30 سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اين همه بودجه هزينه كرده آيا مطبوعات، سينماها و تئاترها واقعا جنبه آموزندگي و سازندگي دارند؟ نمي‌خواهم منكر اقدامات خوب و شايسته اين وزارتخانه شوم بلكه غرض اين است كه چون وزارتخانه مهمي است از نظر فرهنگي قاطبه مردم مسلمان ايران به همان اندازه انتظار و توقع بالايي در جهت پيشبرد و اعتلاي فرهنگ اسلامي دارند.

آيا بعضي برنامه‌هاي تلويزيوني كه خشونت و فساد را آموزش مي‌دهند، شايسته نظام است؟
عليزاده ادامه داد: مطبوعات كه موسسه علمي و فرهنگي سيار بوده و در دسترس همه افراد قرار مي‌گيرند چنان بايد به نحو جالب و علمي و همه فهم حقايق را در اختيار قاطبه مردم به ويژه جوانان قرار دهند طوعا و رغبه از فساد متنفر شوند و آيا فيلم‌ها و بعضي از سريال‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني كه بعضي از آنها خشونت و فساد را به كودكان و نوجوانان آموزش مي‌دهد، شايسته نظام مقدس اسلامي است؟

معاون رئيس قوه قضاييه، با طرح اين پرسش  كه آيا حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها با وجود نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه‌ها و ديگرحوزه‌هاي فرهنگي ديگر در اين مقوله به نحو احسن انجام وظيفه كرده‌اند؟ گفت: آنچه را مردم متدين و خانواده‌هاي معظم شهدا و جانبازان عزيز به مناسبت‌هاي گوناگون بيان مي‌كنند وجود فساد اخلاقي در بعضي از مراكز آموزشي است. هر چند موارد خلاف اندك باشد ولي نظام مقدس اسلامي ما تحمل آن را ندارد.

وي در ادامه با اشاره به اصل هشتم قانون اساسي مبني بر اينكه «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفه‌اي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يكديگر...» گفت: مردم حق دارند پرسش  كنند كه ساز و كار اجرايي براي اين اصل مهم و قرآني درست شده است يا خير؟ كدام قانون را در اين مقوله دولت تهيه و به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسانده است؟ اينها مسائلي است كه در قانون اساسي به صراحت آمده و اگر مقدمات عمل به آنها فراهم مي‌شد واقعا زمينه وجود خيلي از مسائل و جرايمي كه اكنون مطرح است از بين مي‌رفت و واقع نمي‌شد.

در كشور چند ميليون بيكار داريم؟ چند ميليون زير خط فقر داريم؟
معاون اداري و مالي قوه قضائيه در تشريح پيشگيري از وقوع جرم از طريق اقتصادي به ايسنا گفت: بند «ج» اصل دوم قانون اساسي، بند 12 اصل سوم قانون اساسي، اصل 31 قانون اساسي و اصل 43 قانون اساسي راجع به مسائل اقتصادي نكاتي را بيان كرده كه وقتي انسان آنها را مطالعه مي‌كند، جدا در مقابل اسلام كه اينقدر به مقوله اقتصاد صحيح و منطقي توجه دارد، بي‌اختيار سر تعظيم فرود مي‌آورد.

عليزاده تصريح كرد: اسلام مي‌گويد «كادالفقر ان يكون كفرا» نتيجه فقر ممكن است به كفر منتهي شود، در كشور چند ميليون بيكار داريم؟ چند ميليون زير خط فقر داريم؟ به دادگستري‌ها مراجعه كنيد تا ملاحظه كنيد چقدر از كانون خانواده‌ها به علت بيكاري زوج و عدم توانايي تأمين زندگي متلاشي شده و منتهي به طلاق مي‌شود. خيلي از سرقت‌ها و تحصيل مال نامشروع به علت فقر و احتياج كه علت عمده آن بيكاري است ايجاد مي‌شود.

چرا اصل 31 قانون اساسي به نحو كامل اجرا نمي‌شود؟
وي ادامه داد: با اينكه مستضعفان نقش عمده‌اي در انقلاب و پيروزي آن داشتند آيا همان‌ها اگر خواسته باشند يك آپارتمان مناسب در حدود 70 متر تهيه كنند با اين درآمد و تورم مي‌توانند؟ چرا اصل 31 قانون اساسي [داشتن مسكن متناسب با نياز] به نحو كامل اجرا نمي‌شود؟

چرا اينقدر مردم از مراجعات به ادارات و سرگرداني و عدم پاسخ مناسب گله دارند؟
معاون رئيس قوه قضائيه افزود: آيا بند 10 اصل سوم قانون اساسي كه مي‌گويد «ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور» در تمام سطوح عمل شده؟ چرا اينقدر مردم از مراجعات به ادارات و سرگرداني و عدم پاسخ مناسب گله دارند؟ يا اينكه واقعا سيستم ادارات اصلاح شده و مردم راضي هستند؟ خدا كند كه همينجور باشد.

نظام جمهوري اسلامي ايران حقيقتا در امر مبارزه با مواد مخدركوتاهي نكرده است
وي در ادامه به ايسنا گفت: مساله مواد مخدر واقعا قابل توجه است. با اينكه نظام جمهوري اسلامي ايران حقيقتا در امر مبارزه كوتاهي نكرده و با تقديم شهداي عزيز و جانبازان فداكار و ديگرموارد ديگر اثبات كرده كه در امر مبارزه بسيار جدي است اما پرسش  اين است كه در كشور چقدر معتاد، چه مقدار معدوم، مصادره اموال و زنداني داريم؟ خانواده‌هاي معدومان، زندانيان و فرزندان آنها چه مشكلاتي دارند و آن مشكلات به چه مسائلي منتهي مي‌شود؟ چه بايد كرد؟ آيا اين وضع براي كشور ما قابل قبول است؟

معاون رئيس قوه قضائيه در توضيح پيشگيري از وقوع جرم از طريق قوه قهريه، يادآور شد: اگر طرق اول و دوم نامناسب باشد تمام دست‌اندركاران، جامعه‌شناسان و دانشمندان مي‌گويند زور و قوه قهريه پاسخ نمي‌دهد. مگر نيروي انتظامي چقدر مامور دارد كه در هر كوچه و خيابان از حضور فيزيكي نيروي انتظامي استفاده كند؟ يقينا نيروي انتظامي داراي قانون، برنامه و بودجه محدود است و مبسوط اليد نيست كه هر چه بخواهد نيروي انساني استخدام كرده و هر چه مصلحت بداند پول هزينه كند. همچنين اين پرسش  مطرح مي‌شود كه اداره و تنظيم امور كشور به صورت رفع و دفع زيربناهايي كه موجب فساد مي‌شود به نحوي كه داعي و انگيزه براي ارتكاب جرم نباشد بهتر است يا اينكه به زور تفنگ، شلاق و زندان و امثال اينها؟

ساز و كار پيشگيري از وقوع جرم در اختيار كدام قوه از قواي سه گانه است؟
عليزاده گفت: اين پرسش  در اينجا مطرح مي‌شود كه پيشگيري از وقوع جرم كه طبق اصل 156 به عهده قوه قضائيه است و رئيس آن نيز تأكيد مي‌كند كه بايد بهداشت قضايي ايجاد شود تا جرم محقق نشود و از تشكيل پرونده جلوگيري شود، ساز و كار آن در اختيار كدام قوه از قواي سه گانه است؟

معاون رئيس قوه قضائيه تصريح كرد: هيچكدام از موارد فوق در اختيار قوه قضائيه نيست، نه مسائل مربوط به امور فرهنگي، نه موارد مربوط به امور اقتصادي و همچنين نيروي مسلح نيز در اختيار قوه قضائيه نيست. با اين وصف چگونه قوه قضائيه اين امر مهم، لازم و قانوني را اجرا كند؟ در اينجا نبايد ساكت باشيم و دست به هيچ كاري نزنيم. بايد به سراغ قانون اساسي رفت. بالاخره اگر قانون اساسي از طريق قوانين عادي توانست حل كند كه از آن طريق اقدام خواهد شد و اگر مسائل و مطالب به گونه‌اي بود كه به لحاظ برداشت‌ها سلايق و موانع قابل حل نبود نيز قانون اساسي راهنمايي كرده و ارشاد مي‌كند كه طبق بند هشت اصل 110 قانون اساسي اقدام شود.

وي خاطر نشان كرد: بايد به تنقيح قوانين فعلي و لوايحي كه راجع به موضوعات، تنظيم و تدوين مي‌شود نيز اشاره كرد كه جامع و جميع جوانب آن ملاحظه دقيق شود تا واقعا از اتقان و استحكام بالايي برخوردار بوده و طوري نباشد كه داراي اطلاقات و عموماتي باشد كه هر كسي بنا به سليقه خود تفسير و تبيين كند. البته قوه قضائيه در اين مورد زحمات بسياري كشيده و اقدامات خوبي انجام داده از قبيل لايحه حبس‌زدايي، قانون آيين دادرسي، قانون مجازات اسلامي و... كه در جاي خودش قابل تقدير است.

اگر به اصول قانون اساسي عمل مي‌شد زمينه براي ارتكاب جرم از بين مي‌رفت
معاون رئيس قوه قضائيه گفت: علت وجود اين همه معضل جرم و عدم برنامه موفقيت‌آميز نسبت به پيشگيري از وقوع جرم عدم عمل به قانون اساسي به ويژه اصول 2، 3، 8، 10، 31 و 43 به نحو كامل است و با قاطعيت مي‌گويم كه اگر به اين اصول عمل مي‌شد زمينه براي ارتكاب جرم از بين مي‌رفت و در نتيجه كشور به سمت و سوي مدينه فاضله حركت مي‌كرد.

وضعيت حاشيه‌نشيني اسفبار است
عليزاده ادامه داد: متاسفانه موفقيت قابل توجهي مشاهده نمي‌شود. براي نمونه وضعيت حاشيه‌نشيني شهرها مانند تهران، ورامين، پاكدشت، اسلامشهر، كرج، مشهد، اصفهان و... به قدري اسفبار است كه زمينه براي ارتكاب جرايم به سادگي براي مرتكبان فراهم است. استدعا مي‌كنم مسئولان مربوطه از نزديك بازديد تا ملاحظه كنند كه چه خبر است. رجاء واثق دارم كه پس از بازديد تصميم مقتضي را اتخاذ خواهند كرد و جدا جاي اين پرسش  باقي است كه اجراي اصول قانون اساسي برعهده چه مسئول و شخصيتي است؟

رئيس سابق دادگستري كل استان تهران يادآور شد: اصل 113 قانون اساسي مسئوليت اجراي قانون اساسي را به عهده رياست جمهوري محول كرده و به نظر مي‌رسد كه انتخاب صحيح و منطقي باشد چون همه امور مربوط به بودجه، امكانات و نيروي انساني طبق قانون اساسي در اختيار رييس‌جمهور گذاشته شده كه رياست قوه مجريه را برعهده دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 19:54  توسط علی معین فر  | 

 شیطان پرستی دارای اصول زیر  می باشد:

Atheism - : خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد.
Not dualistic - : روح و جسم غيرقابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
Autodeists - : خود پرستي ، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يک خداست.
Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده.
- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدايي است .
- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبي که اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.
- عدم پرستش شيطان زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.
- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشي ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را برای کارهاي روزانه آماده مي کنند و به هر شکلي انجام آنها لازم و ضروري است.

سمبل هـا و نمادهـا

 

شیطان پرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تیشرت ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و ... دیده ایم، بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم:

Inverted Pentagram
   (پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده مي‌شود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده مي‌کنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.
aphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.
666  : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18       « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش  را بشمارد ، زیرا كه 666 عدد انسان است »
Ankh  : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان ومردان مي باشد.
wastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت.  اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده شده است. در آيين پرستش خورشيد، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.  
All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت مي‌کند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار مي‌کنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.
 Upside Down Cross صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح مي‌باشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستان زيادي به کار مي‌رود. اين علامت را مي‌توان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم هاي آنها ديد.
Goat Head   (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد.
Anarchy (هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين مي‌باشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان قانون شيطان پرستي، اين علامت توسط پانک ها، هوي متالها و راک ها به کار مي‌رود.
 Anti Justice   (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان مي باشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مي نمايند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:36  توسط علی معین فر  | 

سیر تاریخی شیطان پرستی:

 شيطان پرستی قديمی 

شيطان پرستی قديمی شيطان پرستی ای است که به قرون وسطا برمي‌گردد،؛ با اينکه همانطور که در تاريخچه شيطان پرستی ذکر گرديد شيطان پرستی به قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد اما اصولا شيطان پرستی قديمی را مربوط به قرون وسطا می‌دانند. موضوعی که امروزه درباره شيطان پرستی قديمی وجود دارد و در برخی کتابها ديده مي‌شود به اين مطلب برمي‌گردد که اصولا شيطان را کليسا به وجود آورد تا تمام بديها و پليديها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشريت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نيز که در قرون وسطا از قدرت زيادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سياه به عنوان پيروان شيطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند. البته اين يک نظريه ای است که آنچنان که بايد و شايد نمي‌تواند قدرت داشته باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند. زيرا قبل از مسيحيت و در زمانهای حضرت ابراهيم (ع)و حضرت موسی(ع) و حتی بسيار قبل از آنها شيطان پرستی وجود داشته و چيزی به عنوان شيطان مسلما وجود دارد زيرا اگر وجود نداشت هيچگاه آدم و حوا به زمين سقوط نمي‌کردند! پس نظريه فوق را مي‌توان نظريه ای مغرضانه نسبت به مسيحيت و کليسا خواند.
 شيطان پرستی قديمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال انجام شده مسلما با شيطان پرستی کنونی بسيار تفاوت دارد. شايد بتوان گفت چيزی که به عنوان شيطان پرستی امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد شيطان پرستی قديمی يا قرون وسطايی است که اين شيطان پرستی به طور کلی محکوم شده است و شيطان پرستی جديد با آن به مبارزه برخواسته است اما خوب هنوز عده زيادی آن را قبول دارند و به آن احترام مي‌گذارند و قوانين آن را اجرا مي‌کنند. شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ میلادی برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد. شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.
 اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطان پرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام می‌دهد. آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و آنها را عامل بدبختی مردم می‌دانند. آنها می‌گویند مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد می‌کرد و مردم را به راه راست می‌برد اما تنها کاری که انجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنها قربانی انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان می‌دانند و در این میان دختر بچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است ! ) . انجام اعمال شهوترانی در این مراسم اعمالی است که باید حتما بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهمترین عوامل است و البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا،  مسیح و شیطان انجام می‌دادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع خود انجام می‌گرفت. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و می‌گفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می‌دادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی می‌دانند.
 

شيطان پرستی جديد

شيطان پرستی جديد در انگلستان به وجود آمد و البته زياد نيز تعجب برانگيز نيست زيرا انگليس يکی از کشورهايی است که جادوگرانی بسياری را داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسياي ميانی و خاورميانه و همچنين اهالی يونان باستان در انگليس ثابت شده است زيرا از اکتشافات به دست آمده در برخی محل های برگزاری مراسم شيطان پرستی و جادوگری در انگليس نظير محل استون هنج آثاری از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و همچنين در کتب شيطان پرستی و جادوگری کلمات عبری، يونانی و فارسی ( البته هيچکدام نه به صورت کنونی ) وجود دارد. شيطان پرستی جديد بر خلاف شيطان پرستی قديمی اعتقادی به وجود شيطان خارجی ندارد بلکه شيطان پرستی جديد شيطان را در طبيعت و در وجود هر انسانی مي‌داند و اين باطن هر کسی است که شيطان در آن وجود دارد و مراسم شيطان پرستی جديد مراسمی است برای دعوت از شيطان باطنی و حس اهريمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا مي‌شود. آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مديون آلت تناسلی آدميست و ديگر اينکه انسان بايد کاملترين لذت جسمانی و جنسی را در اين دنيا ببرد. آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اينکه بعد از مرگ روح کسانی که در دنيا لذت جسمانی لازم را نبرده اند به اين دنيا برمي‌گردد و لذت جنسی خود را کامل مي‌کند. در مراسم شيطان پرستی جديد مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرين پاشيده مي‌شود   و البته در شیطان پرستی جدید اعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد.

                                                                                                       ادامه دارد..........

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 6:15  توسط علی معین فر  | 

تاریخچـه شیطـان پرستــی

شايد عده ای شيطان پرستی را آئینی مدرن و نهايتا مربوط به قرن ۱۶ - ۱۵ ميلادی بدانند اما واقعيت چيز ديگريست. شايد بتوان تاريخچه شيطان پرستی را به قرون اوليه پيدايش آدمی نسبت داد. البته شواهد به دست آمده اين حرف را تصديق مي‌کند که شيطان پرستی در نواحی امريکای لاتين، امريکای جنوبی و افريقای مرکزی به قرن ها قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد و قبايلی که آثاری از آنها باقی مانده است اين احاديث را تصديق مي‌کنند. در اکتشافات به دست آمده در امريکای جنوبی يکی از قبايل اين قاره که اعتقاد بسياری به خوب و بد داشتند شيطان را پرستش مي‌کردند و حتی قربانی هايی را از انسان به شيطان هديه مي‌کردند که مکانهای انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد موميايی به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدن اين انسانها (که در آنها بيشتر زنان به چشم مي‌خورند) است. در افريقای مرکزی و در دشتها و کويرهای سوزان اين قاره نيز در قبايلی که معروفترين آن قبيله "اوکاچا" می‌باشد، شيطان به عنوان قدرت مطلق زمين و آسمان و پديد آورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش می‌شد و حتی قربانی هايی نيز در مواقع خاص به آن اهداء مي‌شد. ذکر اين نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها در برابر شيطان لحظه های خاصی بوده است.
تاريخچه شيطان پرستی به سالهای بسيار دور بر مي‌گردد که بعدها  اين آئین و سنت به صورتهای ديگر نمود پيدا کرد که چيزهايی از گذشته چه با تحريف و چه بدون تحريف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است. البته شيطان پرستی در زمان پيدايش زبان و خط و زمان مادها، سومريان، بابليان و ... نيز ادامه داشت تا در قرون ۱۴ -۱۵ ميلادی شيطان پرستی نوين به وجود آمد

مبـدا شیطـان پرستــی

 

مبدا شيطان پرستی قديمی همانطور که گفته شد به قرون اوليه آدمی بر می گردد. در زمانهای قدیم انسانها در برابر هر چيزی که قدرت مقابله با آن را نداشتند و از درک آن عاجز بودند، تسليم مي‌شدند و سجده مي‌کردند. شيطان پرستی قديمی بر اساس سنتهـای خداپرستــی و شيطان پرستی واقع نشده است و نمي‌تواند اينگونه باشد لذا آنها برای اينکه در مقابل قدرتی بزرگ سجده کنند و مسلما اين قدرت در شب از عظمت مخصوصی برخوردار بوده است به ستايش و پرستش موجودی فوق طبيعی و دهشتناک که قدرت فوق العاده ای دارد می‌پرداختند که مبدا شيطان پرستی قدیمی را به وجود آورد.
اما مبدا شيطان پرستی جديد؛ آيا واقعا در ابتدا شيطان پرستی وجود داشته است يا در ابتدا جادوگری وجود داشته است، معلوم نيست؛ اما عنوانی که مسلما قدرت بيشتری دارد اين است که جادوگری ابتدا وجود داشته و سپس شيطان پرستی نوين از آن شکل گرفته است. شيطان پرستی جديد را پاره ای از انگليسيان که گفته مي‌شود از نجيب زادگان بوده اند به راه انداخته اند برای اينکه از قدرت شيطان و قدرت تاريکی بهره ببرند و پس از آن مراسم شيطان پرستی نوين برگزار مي‌شود. در حقيقت شيطان پرستی نوين در انگلستان و در حدود قرون ۱۵-۱۶ ميلادی به وجود آمد. البته تغييرات بسياری نسبت به شيطان پرستی قديمی و قرون وسطايی داشت؛ اما به هر حال استفاده از قدرت شيطان همچنان باقی مانده است و اين چيزيست که نمي‌توان خط بطلانی بر روی آن کشيد.

 

                                                                                                      ادامه دارد..........

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 22:22  توسط علی معین فر  | 

 شيطان پرستي يکي از اعتقاداتي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله مي‌دهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر مي‌دانند.
 شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك مي‌گويند. شيطان پرستي حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي توجيهي اينگونه دارد ، " اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟"  پاسخ می‌دهد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.

شيطـان‌پرستـی به چه معنـاست
؟
شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است. در شيطان پرستی شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين، قدرتی به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايی را که به عنوان دوزخ برشمرده مي‌شود را قانونمند می‌کند. در شيطان پرستی، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکی و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح های پليد و شيطانی نيز برای رسيدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان می‌نامند.
تعریف دوم: گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی(ع) را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.
 
                                                                                                        ادامه دارد.........
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:47  توسط علی معین فر  | 

از آنجاییکه اومانیسم جدید در میان جوانان ایرانی تحت عنوان شیطان پرستی رو به گسترش میباشد. واخیرا مسئولین امنیتی وانتظامی هم اظهار نگرانی کرده اند در این نوشته تلاش خواهیم کرد اطلاعاتی را در مورد این فرقه در اختیار خوانندگان این وبلاگ قرار دهیم.از سوی دیگر بر این باور هستم که مسئولین ونخبگان جامعه علل گسترش این فرقه را کنکاش کرده وراهکارهای جهت جلوگیری از گسترش آن بیابند.

در طی 25 سال گذشته  به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه !

یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای  سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم  در نوشته های بعدی  بطور مفصل در مورد پیدایش واصول این فرقه سخن خواهم گفت.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 0:10  توسط علی معین فر  | 

وزير رفاه و تامين اجتماعي در مورد آمار منتشر شده توسط بانك مركزي مبني بر اينكه 14 ميليون ايراني زير خط فقر هستند، گفت: آمارهايي كه در كشور اعلام مي‌شود، بر اساس برداشت‌هاي مقطعي و محدود آدم‌هاست. مصري  افزود: براي آمارگيري، يك جامعه نمونه مثلا 10 يا 15 هزار نفري را انتخاب مي‌كنند و نتايج به دست آمده را‌ به كل كشور تعميم مي‌دهند كه بانك مركزي هم همين كار را انجام داده است. وي يادآورشد: ساير آمارهاي كشور، مثل اشتغال و يا بيكاري هم همين طور است. وي در پاسخ به اين پرسش كه بنابراين شما آمار ارائه شده از سوي بانك مركزي را تاييد نمي‌كنيد، گفت: همه اين‌ آمارها تاييد شده است. آماري كه بانك مركزي ارائه مي‌كند، بر اساس برداشت‌هايي كه خودش دارد، درست است. مصري در پاسخ به اينكه دستگاه‌هايي كه شما خط فقر را به آن‌ها اعلام كرده‌ايد، چه اقداماتي بـراي كاهش خط فقر انجام داده‌اند، اذعان كرد: شاخص‌هايي همچون رشد 239 درصدي در حقوق بازنشستگان و غيره را كه مي‌گوييم بر همين اساس است و اينكه مي‌گوييم، حداقل حقوق بازنشستگان نبايد كمتر از 200 هزار تومان باشد را كه روي هوا نمي‌گوييم. وي با اشاره به دلايل خود براي اعلام نكردن خط فقر گفت: اگر در جامعه عدد اعلام كنيم و به بچه‌ محصلي بگوييم، اگر پدرت X ريال درآمد نداشته باشد، زير خط فقر است، ‌از همان بچگي او را با يك عدد خودساخته روبرو كرده‌ايم. چرا بايد با معناي فقر و غنا، آن گونه كه ما معنايش مي‌كنيم، ذهن آن كودك را آلوده كنيم؟ اين موضوع در روابط اجتماعي‌ اثر مي‌گذارد، به طوري كه اگر من فقير باشم، چگونه با كسي كه وضعش بهتر است، ارتباط برقرار كنم و همين باعث مي‌شود تا آن فرد كم‌كم از ارتباطات اجتماعي بترسد. مصري افزود: به فردي كه درآمد و هزينه زندگيش يكي نيست فقير نمي گويم، چرا كه اين فرد، فردي با قناعت است. وزير رفاه با اشاره به اينكه پس اين، فقر نيست بلكه اراده افراد بر نوعي زندگي است، تصريح كرد: بايد به دنبال اين برويم كه فاصله بين افراد ثروتمند و فقير را در جامعه كم كنيم، بدون اينكه بر پيشاني كسي، مهر فقر بزنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 6:52  توسط علی معین فر  | 

 

باور نمي كنم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان...

 

شعراي فارسي زبان عشق را اکسير ناميده اند. به طوري که کيمياگران معتقدبودند که در عالم، ماده اي وجود دارد که به نام «اکسير» يا «کيميا» که اين ماده مي تواند ماده اي را به ماده  ديگري تبديل کند. در برهان قاطع نيز درباره اکسيرآمده است: «جوهري است گدازنده و آميزنده و کامل کننده يعني مس را طلا  مي کند.»
اتفاقا جالب توجه است، چرا که اين سه مورد که ذکر رفت، از خصوصيات بارز عشق هستند. يعني عشق هم گدازنده است وهم  آميز نده و هم کامل کننده.
فلذا وجه شبه معروف و مشهود همين سوم است. يعني تغيير تکميلي.
از ديد شعرا نيز عشق مدنظر است، چه  اين که عشق را طبيب و دوا و افلا طون و جالينوس خوانده اند. مولوي در ديباچه  مثنوي  چنين مي سرايد:
شاد باش  اي عشق خوش سوداي ما
اي طبيب جمله علتهاي ما
****
اي دواي نخوت و ناموس ما
اي توافلا طون و جالينوس ما
بنابراين سواي تعاريفي که از عشق شده است، به نظر  مي آيد که عشق مي تواند کيميايي باشد که تنها بدست نياوردن آن معني واقعي خود را مي رساند. لذا اصول و قواعد عشق در جهت ارتباط و وصل به قلوب انسانها بالطبع همان تغيير تکميلي است و اگر چنانچه آمادگي و زمينه هاي لا زم در معشوق ايجاد نگردد، بي شک اين ارتباط جهت نيل به هدفي متعالي برقرار نخواهد شد. علي (ع) از اين گونه عشق است.
او راد مردي است که از وصف آن هزاران نوشته و شرح و شعر، مويد اين مدعاست.
آري از آن به شير خدا ياد شده است،  مردي است از تبار عشق و از سلا له پاک و بي بديل رسول خدا.  علي (ع) مردي است که در محبت و شجاعت برسکوي افتخار نشسته است.
امامي است که ايثار و فداکاري را سرمنشا رفتار و کردار خويش مي پندارد، تا فرهنگ فداکاري را براي هميشه ماندگار سازد.
او کسي است که هم جاذبه دارد و هم دافعه.
هم دوست ساز است وهم دشمن ساز.
هم موافق پرور است و هم مخالف پرور.
هم هماي سعادت است و هم همام همت.
هم عدالت پرور و عدالت گستر است و هم دراوج قدرت به زيردستان مي نگرد.
 علي (ع) کسي است که طلوعش در بيت الحرام نداي سرفرازي و استقامت در مقابل حوادث را سر مي دهد و غروبش در مسجد کوفه آکنده از درسهايي است که براقصي نقاط جهان سايه اي عاشقانه و عارفانه افکنده است. آري از اين خاطر است که شيعيان بر ساير مذاهب  به خود مي بالند.  چه اين که مکتب عشق و محبت حضرت علي(ع) در بطن عالم تشيع دخالت تام دارد. قرنهاست که ما سر از پا  از فرط شادي نمي شناسيم و در احياي فرهنگ عدالت محور و عدالت گستر امام اول شيعيان جهان از پا نيستاده ايم و طبعا اين راز نهفته، در دل شبهاي احيا آشکا رمي شود. ارزش و مقام ليالي قدر را کسي جز خداي عزوجل نمي داند.
 چرا که همان شبهايي است که کتاب خدا بر سينه مبارک پيامبر (ص) نازل مي شود.
شبهايي که عظمت و هيمنه آن از هزاران ماه هم برتر است. پس کيميا به معناي واقعي کلمه، عشق علي (ع) است. کيميايي که اکسيري بنام «کوثر» را پيامبر عظيم الشان اسلا م به همسري آن بر مي گزيند. پس بي گمان عشق ناياب ما فاتح خيبر است. فاتح خندق و جمل و نهروان است. آري عشق ما شيعيان، عشق به امام اول خويش علي (ع) است. عشق به شخصيتي است که درمقابل خوارج (شورشيان) بسان سدي آهنين مي ايستد و مي داند آن حضرت که نيرنگ معاويه در جنگ صفين به خاطر احياي قرآن و تلالو حقيقت و معني آن نيست، بلکه از قرآن به عنوان وسيله اي در جهت نيل به اهداف شوم و دروغين خود تمتع مي جويند و مرا دازاين که قرآن را بر سر نيزه ها مي زنند و تنها حکم را حکم خدا مي پندارند، دروغ محض است و از ديد مبارک قرآن کاملا مردود و ناپذيرفته. اما با اين کار هدفي را دنبال مي نمايند. چرا که با اينکه مکتب خوارج مکتبي نبود که بتوان بر ابقاي آن حسابي باز کرد، اما اين مکتب اثر خود را بر جاي گذاشت و امروز ما شاهد نفوذ افکار و عقايد خارجيگري در ساير فرق اسلامي  هستيم. به نحوي که هم اکنون نهرواني هاي فراوان وجود دارند و مانند عصر و عهد علي خطرناک ترين دشمن داخلي اسلام به شمار مي روند. همچنان که معاويه ها و عمر و عاص ها ابراز وجود مي کنند و از آب گل آلود ماهي مي گيرند. اما فروغ ولايت و نور عدالت هميشه در جاده جهان اسلام راهنما و راهگشاي ماست و هر روز بيش از پيش در اين جاده  پرتو افکني مي کند. قرن هاي متمادي است که از غروب آن خورشيد تابناک کعبه مي گذرد. ولي هنوز هم ذره اي از اين علاقه و ارادت خالصانه شيعيان نسبت به امام خود علي(ع) کم نشده است و به شکر خدا اين علاقه به دور از کبر و ريا در قلوب مسلمين موج مي زند. اين روزها نخلستان کوفه در تاب و تب است و نيم خيز سپيده در پشت  کوه هاي مکه به احترام شب هاي قدرت برخاسته است. اين روزها سکوت در حنجره کوچه هاي آشنايي به خوابي سنگين رفته است و غروب کوفه آکنده از فرياد است. اين روزها خورشيد بر بام آسمان دست به زانوست و ماه از فرط غم سر در گريبان.
ستارگان در سوگ امام آسمان ها و زمين مي گريند و صلاي شب بوي خون مي دهد و خنده هاي روز به ماتم نشسته اند. اما مژده به دل ها، مسيحا نفسي است که با خود بوي کسي را مي آورد و بشارت مي دهد که شهادت بزرگترين درجه کمال است و آنان که جان شيرين خود را از براي جاودانگي خورشيد عدالت فدا مي کنند، يقينا چنين خورشيدي براي هميشه در آسمان دنيا پرتوافکني خواهد کرد.
و به قول مولانا: در شجاعت شير ربا نيستي /  در مروت خود که داند کيستي؟
آري علي(ع) نمادي از شجاعت و مروت و مردانگي بود و تنها خويش به خويشتن در جهت آشنايي اين صفات بينا و آگاه است. نمادي از ايمان و اخلاص. و ما شيعيان به اين عشق ناياب و پاک سرشت عشق مي ورزيم و مهرعلي را در دلهايمان پرورش مي دهيم و شهادت آن را سعادت عالم بشريت مي پنداريم. چرا که شهادت علي فنا نيست بلکه بقاست. درود خدا مي فرستيم به روان پاکش که خاک آن را در آغوش گرفت، ولي فرهنگ عدالت محوري و ضعيف پروري و مخالف پروري آن تنها با شهادتش مدفون نگشت، بلکه رشد و نموي چشم گير پيدا کرد و صلاي هستي خود را به همه جهانيان مبرهن ساخت.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:29  توسط علی معین فر  | 

بر اساس آمار رسمي سازمان ثبت احوال كشور، در سه ماهه‌ اول سال 86، در 91/11 درصد از ازدواج‌هاي ثبت شده، اختلاف سني بين زوجه و زوج صفر بوده كه اين رقم در سه ماهه سال 87 به 29/12 درصد افزايش يافته است كه نرخ طلاق در اين گروه كه اختلاف سني زوج و زوجه صفر است، در سه ماهه اول سال 86، 11/10 درصد بود كه اين رقم در سه ماهه سال جاري به 29/12 درصد افزايش يافته است.

به گزارش ايسنا، براساس گزارش رسمي منتشر شده از سوي سازمان ثبت احوال كل كشور، همچنين تعداد ازدواج‌هاي ثبت شده در سه ماهه سال 86 كه زوجه يك سال از زوج بزرگ‌تر بوده، 57/3 درصد است كه اين رقم در سه ماهه سال جاري به 68/3 درصد رسيده، همچنين ميزان طلاق ثبت شده همين گروه در سه ماهه اول سال 86، 22/3 درصد بوده است كه در سه ماهه اول سال جاري به 68/3 درصد رسيده است.

همچنين در 08/2 درصد از ازدواج‌هاي ثبت شده در سه ماهه اول سال 86، سن زوجه دو سال بيشتر از زوج بوده كه اين رقم در سه ماهه سال جاري به 17/2 درصد رسيده است و اين در حاليست كه درصد طلاق همين گروه سني در سه ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته 17صدم درصد افزايش داشته است.

تعداد ازدواج‌ها و طلاق‌هايي كه در آن‌ها سن زوجه سه، چهار و پنج سال و يا بيشتر از زوج بوده است و ‌در سه ماهه اول سال 87 به ثبت رسيده، نسبت به سه ماهه اول سال 86، اندكي كاهش داشته است.

نكته قابل ملاحظه ديگر در اين گزارش اين است كه ميزان ازدواج‌هايي كه در سه ماهه اول سال 86 ثبت شده‌اند و در آن، سن زوج يك سال بزرگ‌تر از زوجه بوده است، 25/8 درصد است كه اين ميزان در مدت مشابه سال87 به 40/8 درصد رسيده است. از سوي ديگر، ميزان طلاق همين گروه در سه ماهه اول سال86 ،02/7 درصد بوده كه در سه ماهه سال جاري به 40/8 درصد رسيده است.

همچنين آمار طلاق زوج‌هايي كه دو سال بيشتر از زوجه خود سن دارند، در سه ماهه اول سال 86 ، 63/7 درصد بوده كه اين رقم در سه ماهه اول سال 87 به 33/9 درصد افزايش يافته است.

در چند سال اخير، روند همسريابي و ازدواج جوانان تغييرات قابل توجهي داشته است كه بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج يكي از اين موارد است، به طوري كه در حال حاضر تعداد ازدواج‌هايي كه سن زوجه، 10 سال تا 20 سال بيشتر از زوج است، در سه ماهه اول سال 86، 1059 فقره بوده كه اين رقم در مدت مشابه امسال به 1043 فقره رسيده است.

همچنين در سه ماهه اول سال گذشته132 مورد ازدواج در كشور ثبت شد كه سن زوجه بيش از 20 سال بيشتر از زوج بوده كه اين نوع ازدواج در مدت مشابه امسال به 208 فقره معادل 57/57 درصد افزايش يافته است كه البته افزايش تعداد ازدواج‌هايي كه سن زوج 20 سال بيشتر از زوجه هست نيز در حال افزايش است، به طوري كه در بهار سال گذشته 2943 فقره ازدواج از اين دست در كشور ثبت شده كه اين رقم در سه ‌ماهه اول امسال به 3019 فقره رسيده است.

البته بر اساس آمار منتشر شده از سوي سازمان ثبت احوال، آمار طلاق ازدواج‌هايي كه سن زوج يا زوجه بيش از 20 سال بيشتر از همسر خود است، نيز افزايش يافته است، ‌به طوري كه تعداد وقوع طلاق در ازدواج‌هايي كه سن مردان 20 سال بيشتر از همسرانشان بوده در سه ماهه اول سال 86 ، 553 مورد بوده كه اين رقم در سال جاري به 588 مورد رسيده است.

همچنين تعداد طلاق در زناني كه 20 سال از همسران خود بزرگترند، در سه ماهه اول امسال 47 فقره بوده، در حالي كه اين رقم در مدت مشابه سال گذشته 35 مورد ثبت شده است.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 16:23  توسط علی معین فر  | 

جديدترين آمار ارايه شده از ميزان معتادان کشور، حاکي از کاهش چشمگير سن اعتياد در کشور از هفده به سيزده سال است.

به گزارش برنا و بنا به ادعاي منابع آگاه در ستاد مبارزه با مواد مخدر، هر روزه 300 نوجوان در کشور به جرگه معتادان مي‌پيوندند و يک ميليون از نزديک به سه ميليون معتاد کشور زير نوزده سال هستند.
بنا بر اين گزارش، 13 درصد معتادان کشور جنون دارند و 30 درصد کل معتادان از اختلالات رواني رنج مي‌برند.
 
همچنين در رابطه با الگوي مصرف مواد نيز ترياک با 69 درصد همچنان در رأس پر مصرف‌ترين مواد است و پس از آن هروئين با 26 درصد و حشيش با 5 درصد در رتبه‌هاي بعدي هستند. همچنين بنا بر جديدترين بررسي‌هاي انجام گرفته، ميزان گرايش جوانان به کراک و شيشه به طور نگران کننده‌اي در حال افزايش است.
 
بر پايه اعلام منابع رسمي بيشترين جمعيت مصرف کننده مواد در ايران در محدوده سني هجده تا سي سال قرار دارند.

همچنين سرانه مصرف روزانه مواد دودي در تهران روزانه دو گرم و در مجموع 465 کيلو اعلام شده است.متاسفانه آمار اعتیاد در بین نوجوانان به مرز خطر ناکی رسیده که تازه اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را به موضعگیری وا داشته است.          بر پايه اين بررسي،

عضو كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي گفت: اعتياد دانش آموزان بحث جدي و مهمي است كه در كميسيون اجتماعي دنبال خواهد شد.

به گزارش روابط عمومي مجمع نمايندگان استان خراسان رضوي، محمدرضا محسني ثاني با بيان اين مطلب افزود: اعتياد دانش آموزان بحثي است كه بايد در خصوص روي آوردن اين قشر به سوي مواد مخدر صنعتي و يا عدم آن مورد بررسي كامل قرار گيرد.

وي با بيان اينكه در كشور حدود 12 ميليون و 300 هزار دانش آموز مشغول به تحصيل وجود دارد، گفت: آمار و رقمي درباره تعداد دانش آموزان مبتلا به اعتياد وجود ندارد.

محسني ثاني تصريح كرد: در وزارت آموزش و پرورش متاسفانه مطالبات فراواني انباشته شده و به همين خاطر، تاكنون به اعتياد دانش آموزان توجه جدي صورت نگرفته است.

عضو كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه اعتياد دانش آموزان در كميسيون اجتماعي دنبال خواهد شد، گفت: در اسرع وقت برنامه‌ريزي در خصوص ارائه راهكارهاي در اين زمينه با حضور سردار احمدي‌مقدم رئيس ستاد مواد مخدر كشور و همچنين دكتر علي احمدي وزير آموزش و پرورش خواهيم داشت.

هر ماه صد معتاد در ايران جان خود را از دست مي‌دهند و ميانگين سني معتادان زنداني نيز 39 سال اعلام شده است.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 6:27  توسط علی معین فر  |