تبليغاتX
هرکس را توتمی هست،وقلم توتم ماست
اجتماعی،فرهنگی،سیاسی

جشن شب يلدا يکي از زيباترين و پسنديده ترين آيينهاي باستاني در فرهنگ کهن ايران است که اسطوره و داستانهاي مختلفي در دل خود نهفته دارد.

يلدا به زبان سرياني به معناي ميلاد است که اشاره به زايش خورشيد و شکست اهريمن دارد.يلدا شب دوستي و مهرباني،شب باهم بودن،حافظ خواني و شب نشيني و شبچراني است.

يلدا قدمتي چندهزارساله دارد که طي گذرسالها هنوز شعله اين آيين ملي و باستاني خاموش نشده است.

انواع ميوه ها نظيرهندوانه،آجيل و شيريني درکنار تفال به ديوان حافظ،از ديرباز زينت بخش سفره هاي شب يلداي ايرانيان بوده و هست و همدلي و همنشيني اعضاي خانواده و خويشاوندان نيز پاي ثابت اين جشن بوده است.

درايران کهن،جشن شب يلدا با جشن ظهور ميترا (خورشيد) مطابقت مي کند و به اعتقاد مهرپرستان ، يلدا نمادي براي دوري جستن از بدي ها و زشتيهاي ابليس است .

: شب يلدا طولاني ترين و اولين شب آغاز زمستان است که در اين روز آفتاب از برج قوس طلوع مي کند.

 پس از شب تاريک و طولاني يلدا، روز اندک اندک بلندتر مي شود که به اعتقاد ايرانيان ، اين تاريکي و طولاني بودن منحوس است و از سوي ديگر اين شب و سرماي سخت زمستان را نتيجه حمله "اهريمن تاريکي " است .

 بنابراين براي گريز از اين نحوست و بازگشت خورشيد، ايرانيان باستان آتش مي افروختند و خوان مي گستراندند و "ميزد" (نذر شامل نان و گوشت و ...) نثار مي کردند که بقاياي اين سنتها هنوز در کرمان ديده مي شود.

 در شب يلدا عده اي به در خانه ها مي آمدند و هيزم به خانواده ها مي دادند و براين باور بودند که اين هيزمها به شمش طلا تبديل مي شود.

 ايرانيان کهن ، پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت را در شب يلدا جشن مي گرفتند.
 همه قشرها و گروههايي که از فراورده هاي و محصولات کشاورزي بهره مند مي شوند، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.

 جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود.

 يلدا را مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست آنگونه که در گذشته دور کرسي نشستن ، خوردن ميوه ، آجيل و غذا خوردن تا نيمه شب و گرفتن فال حافظ از ويژگيهاي شب يلدا به شمار مي رفت .

هرچند که باگسترش فن آوري و پيشرفت علوم ، بسياري از سنتهاي ديرپاي گذشته در ميان هياهوي ارتباطات نوين و صدا و تصوير ماهواره ها و دود ماشينها رو به فراموشي است اما به هر حال شب يلدا که همدوش نوروز پيام آور صلح و دوستي براي ايرانيان است را مي توان از نمادهاي ملي اين سرزمين دانست که احيا آن دوستي ، محبت ، صفا، صميميت ، عشق و خاطره را به ارمغان مي آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 18:4  توسط علی معین فر  | 

امروزه يکي از دغدغه هاي اصلي اغلب  خانواده ها و جوان هاي آنان مساله ازدواج و پيامدهاي آن است. متاسفانه بحث محبت ورزيدن و مسئله اي به نام دوستي با جنس مخالف در کشور تا جايي پيش رفته که اگر اين موضوع به ازدواج هم ختم شود طبق آمار به دست آمده اکثر اين ازدواج ها به دليل عدم آشنايي صحيح و درست دختر و پسر منجر به جدايي مي شود. اين در حالي است که به گفته رئيس ثبت احوال کل کشور در 8 ماه اول سال جاري 68 هزار و 749 مورد طلاق در کشور به ثبت رسيده که نسبت به مدت مشابه سال قبل که 65 هزار و 742 مورد بوده است 4/4 درصد رشد داشته ايم. همچنين در 8 ماهه اول سال جاري 648 هزار و 975 مورد ازدواج ثبت شده که نسبت به سال گذشته که 625 هزار و 715 مورد بوده 3/6 درصد رشد داشته است.محمدرضا آيت اللهي خاطر نشان کرد: در 8 ماهه اول امسال 97 درصد وقايع ولادت در مهلت جاري ثبت شده که نسبت به سال گذشته 95 درصد ثبت داشتهايم. به گزارش مهر، همچنين 92 درصد واقعه طلاق در 8 ماهه سال جاري ثبت شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 1/3 درصد رشد داشته است. در اين راستا و با نگاهي به آمار اعلام شده متوجه مي شويم که اين افزايش نگران کننده است و نشانگر اقدام هر چه سريع تر مسئولين مربوطه در اين زمينه مي باشد.
عواملي که زندگي مشترک را به به بن بست ميکشاند
بسياري از کارشناسان معتقدند يک سري عوامل دست به دست هم مي دهند تا زندگي زناشويي به بن بست کشانده شود به طوري که تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي و روحي; يکي از اين موارد است اين مشکل در زوج هاي جواني که در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي کنند يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد. حتي الامکان بايد سعي کرد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد، کار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد يا کار و کاسبي جديدي راه بيندازيد. اين کارها مشکلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج هاي جواني که با اين مشکلات روبه رو مي شوند، پس از آن که ازدواجشان با شکست مواجه مي شود با تعجب از خود مي پرسند:«چرا چنين اتفاقي افتاد؟» مسئوليت و مشغله ي زياد باعث مي شود که زن و شوهر فرصت کمي براي همديگر داشته باشند و بنابراين فاصله ي آنها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مي رسد که براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي کنيد در اوايل ازدواج، براي خود، کار و دردسر نتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد. ياد آور مي شود در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده. ازدواج دو نفر بخشنده مي تواند يک مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دو نفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترک، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم درمي آورند. خودپسندي و خودخواهي، ازدواج را به ورطه نابودي مي کشاند.از طرفي اگر زن يا شوهر به طور کامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگي زناشويي آنها وجود خواهد داشت. بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجيح مي دهند که در کنارشان زندگي کند. آنها به اين مسئله توجه ندارند که در اين صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگي مشترک فرزندشان شوند.بسياري از زوجين انتظار دارند که پس از ازدواج وارد يک سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آنها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين که گاهي اوقات در زندگي زناشويي مشکلاتي پيش مي آيد که عرصه زندگي آنها را تنگ مي کند.سخن ما با کساني است که فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم مي کنند و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترک دلسرد مي کنند. بدبيني و حسادت، يکي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.از ديگر مواردي که کارشناسان عامل طلاق مي دانند اعتياد است. اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترک مي شود بلکه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الکلي دوري کنيد.ازدواج، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آنها را متعهد مي سازد که تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادي هاي زندگي، شريک يکديگر باشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي کنند و با اين کار کتاب زندگي مشترکشان را براي هميشه مي بندند.شکست در کار و تجارت نيز يکي از موارد مهم براي جدايي است. اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني که به دنبال اين شکست ايجاد مي شود، باعث آشفته کردن کانون خانواده مي شود.البته شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يک شبه پولدارشدن بيشتر از شکست در تجارت باشد. گاهي اوقات، ثروت يکباره اي که به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دور شدن آنها از يکديگر و منجر به مرگ زندگي مشترک مي شود.اما آنچه مهم به نظر مي رسد آن است که  ازدواج در سنين پايين از عواملي است که آمار طلاق آن بالاست. آمار طلاق در بين دختراني که در سنين 14-17 سالگي ازدواج مي کنند دو برابر بيشتر از دختراني است که در سنين 18-19 سالگي ازدواج مي کنند و نيز کساني که در سنين 18-19 سالگي ازدواج مي کنند، 75 برابر بيشتر از کساني که در سنين 20 سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند. اين آمار نشان مي دهد که فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشکلات زندگي مشترک در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي کشاند.
چه چيز خانواده ها را نجات مي دهد
به اعتقاد برخي کارشناسان يکي از مهم ترين عوامل افزايش آمار طلاق در کشور ما دوساخته شدن جامعه است. يک ساخت کهن با ارزش هاي سنتي که براي زنان وظايف مشخصي در درون خانه قائل است که از جانب پسران بيشتر مورد تاکيد و استقبال قرار مي گيرد. در برابر آن ساخت جديد شکل گرفته که بيشتر بر تساوي حقوق ميان زن و مرد و برابري وظايف آن ها در تشکيل يک زندگي تاکيد دارد و از جانب دختران مورد توجه قرار دارد. اين دو ساخته شدن جامعه سبب شده تا جوانان ما بسيار سردرگم، و دچار نوعي آنمي فکري شوند. آنمي نوعي پريشان احوالي فکري است که جوان ما دچار آن شده و در ميان ساخت هاي سنتي و مدرن جامعه نمي داند شتر است يا مرغ؟ مسئله مهم ديگر در امر طلاق عدم آشنايي صحيح و درست دختر و پسر تا پيش از ازدواج است. اين عدم شناخت مناسب بيش از پيش لزوم دوران نامزدي را نمايان مي کند. بر اساس آماري که در اين رابطه گرفته شده، اگر جوانان پيش از ازدواج يک دوره نامزدي تا حدود سه ماهه را تجربه کنند آمار طلاق آن ها کاهش مي يابد. اين دوره سه ماهه اگر به شش، نه و يا 12 ماه افزايش يابد آمار طلاق نيز به تناسب کاهش مي يابد. البته بيش از يک سال براي دوره نامزدي اصلا توصيه نمي شود چون در اين صورت مشکلات جديدي به وجود مي آيد. مسئله عدم آشنايي در ازدواج شهروندان شهرهاي بزرگ به چشم مي خورد. در اين شهرها به دليل رشد زندگي صنعتي روابط و آشنايي ها کم تر شده است. در شهرهاي کوچک تر و در ازدواج هاي قومي و فاميلي اين عدم شناخت کم رنگ تر مي شود. به همين دليل به خانواده هايي که در شهرهاي بزرگ زندگي مي کنند توصيه مي شود اين مسئله را جدي بگيرند و از ازدواج هاي آني و بوالهوسانه جلوگيري کنند. ازدواج هايي که با يک يا چند ديدار ساده و بيشتر بر اساس زيبايي و يا جذابيت هاي ظاهري شکل مي گيرند از اين عدم آشنايي و همچنين معيار نداشتن جوانان ما ناشي مي شود. وقتي جوان نه معيار مشخصي براي همسر خود دارد و نه شناخت درستي از خواسته هاي خود، احتمال طلاق به شدت بالا مي رود. بنيان چنين ازدواج هايي بسيار سست است چرا که توقعات، پس از ادواج مشخص مي شود و به ويژه دختران پس از ازدواج به خواست هاي اقتصادي خود نمي رسند و اين مسئله يک بحران جدي ايجاد مي کند. شايد عدم تناسب فرهنگي را نيز بتوانيم در همين رده قرار دهيم. از آن جا که ديگر ازدواج ها از دايره فاميلي و قومي و محله اي و حتي شهري خارج شده و بين افرادي از شهرها و قوميت ها و فرهنگ هاي متفاوت شکل مي گيرد، عدم تناسب فرهنگي به يکي از اختلافات زوجين بدل مي شود. اين مطلب نيز بار ديگر لزوم شناخت پيش از ازدواج را مشخص مي کند.
نارضايتي جنسي از مهم ترين دلايل طلاق در ايران
در اين زمينه چندي پيش معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان ملي جوانان ايران، گفته بود که نارضايتي جنسي يکي از مهم ترين دلايل طلاق در اين کشور است.محمد جواد حاج علي اکبري، اين موضوع را در جشنواره "مطلع عشق" در دانشگاه ايلام، اعلام کرد.به گفته حاجي علي اکبري، ايران 25 ميليون جوان 14 تا 29 ساله دارد که تعداد زيادي از آنها در سن مناسب ازدواج هستند.مقام هاي ايراني در سال هاي اخير در چندين نوبت نسبت به افزايش آمار طلاق به علت مشکلات ناشي از مسائل جنسي هشدار داده اند.اظهار نظر درباره مسائل جنسي در ايران از سوي مقام هاي رسمي، همواره خط قرمز محسوب مي شده اما با افزايش آسيب هاي اجتماعي آن در سال هاي اخير، اظهار نظر درباره آن به حيطه هاي عمومي نيز کشيده شده است.برخي از کارشناسان مسائل خانوادگي، سه دليل نبود آموزش هاي جنسي لازم در مدارس و دانشگاه ها، مشکلات فرهنگي از جمله بي رغبتي مردان به حل اختلالات جنسي شان و مشکلات اقتصادي که فرصت حل مسائل را از همسران مي گيرد، از عوامل عمده نارضايتي هاي جنسي در ايران مي دانند. کاظم فروتن، دبير همايش خانواده و سلامتي در ايران، سال گذشته در جريان برگزاري سومين همايش سراسري خانواده و سلامت، گفته بود که بين 50 تا 60 درصد طلاق ها به علت مشکلات و اختلالات جنسي است.همچنين در جريان برگزاري اين همايش "ناتواني جنسي درمردان" و "بي ميلي جنسي در زنان" به عنوان شايعترين اختلالات جنسي در ايران اعلام شده بود.کارشناسان مسائل خانواده مي گويند بسياري از خانواده هاي ايراني از وجود اين مشکلات آگاهي ندارند و همين امر موجب مشاجرات و اختلافات خانوادگي و در نهايت طلاق مي شود.به گفته کارشناسان، براي اين مشکل که شمار زيادي از خانواده ها درگير آن هستند، برنامه  مشخصي در کشور وجود ندارد. از طرفي عدم تناسب سني نيز همان گونه که به صورت سنتي بر آن تاکيد مي شده امروز به صورت علمي و آماري به عنوان يکي از عوامل منجر به طلاق شناخته مي شود. در اکثريت ازدواج هايي که در آن ها، سن دختر بيش از پسر بوده است ما شاهد طلاق بوده ايم. اين مسئله مي تواند چند عامل داشته باشد. در برخي از موارد پسران احساس مي کنند با فردي مانند مادر خود زندگي مي کنند و نه يک همسر به عنوان يک هم صحبت هم تراز. همچنين به اين دليل که دختران زودتر شکسته مي شوند به مرور اختلافاتي ميان دختر و پسر ايجاد مي شود. در حال حاضر به شدت توصيه مي شود که حتما سن پسران در هنگام ازدواج تا حدودي بيشتر از دختران باشد. معمولااختلاف يک تا پنج سال فاصله مناسب است. حتي اگر سن دو طرف تقريبا برابر هم باشد اختلاف تا حد زيادي کاهش مي يابد اما سن بيشتر دختران به هيچ وجه توصيه نمي شود. بنا بر آمار گرفته شده، بيشترين درصد جدايي ها به سن 18 تا 25 سال باز مي گردد. پس از اين بازه سني به شدت شاهد کاهش آمار طلاق هستيم و اين نشان مي دهد که بحران هاي پنج سال اول ازدواج به شدت زندگي مشترک را تهديد مي کند. اين بحران ها در پنج سال اول وجود دارد و تنها با رعايت اصول يک ازدواج صحيح مي توان از آن ها به سلامت عبور کرد. پس از اين بازه سني دوران دومي که آمار ازدواج بالا مي گيرد به زماني بر مي گردد که فرزندان به اصطلاح از آب و گل در مي آيند. در اين زمان هم بار ديگر شاهد بالا رفتن آمار طلاق هستيم اما اين به هيچ وجه به معناي اين مسئله نيست که تعداد بالاي فرزندان و اساسا وجود آن ها مانعي براي جدايي باشد. اين يک باور قديمي است که اصلا با واقعيت مطابق نيست. چه هنگامي که يکي از دو طرف به ناچار به بچه دار شدن تن در مي دهد و چه هنگامي که پيش از آن به يک ازدواج ناخواسته و اجباري تن مي دهد، نه تنها آمار طلاق بالا مي رود که حتي آمار خودکشي نيز افزايش مي يابد. در کل برخي از مهم ترين عوامل موثر در طلاق را مي توان بيکاري، اعتياد، بيماري و ازدواج هاي بدون مطالعه دانست.
ازدواج عاقلانه منجر به طلاق نمي شود
نتيجه کلي بررسي هاي آماري اين است که بيشترين وقايع طلاق بين زوج هاي جوان تر به ثبت رسيده است و ازسويي ديگر اميدواريها به بقاي زندگي زناشويي بين زوج هاي تحصيل کرده و پخته تر، به مراتب بيشتر است.درهمين حال نظريه هاي کارشناسي و دلسوزانه درخصوص واقعيت هاي زناشويي براين است که طلاق نيز از آن جمله حوادث و اتفاق هاي ممکن است که علاج آنرا قبل از وقوع بايد کرد.بنابراين همسرگزيني و معيارهاي مربوطه به آن، جزو مهارتهايي از زندگي است که مي بايد در بستر خانواده و اجتماع به فرزندان و شهروندان انتقال داده شود و اين امر منوط به معيارهاي انتخاب است. چنانچه اهداف و متغيرهاي متعالي براي انتخاب همسر در نظر گرفته شده باشد آينده خوبي را مي توان براي ازدواج پيش بيني کرد. معيارهايي مانند تناسب سن، تحصيلات، فرهنگ، آداب و رسوم و سطح برخورداري پايگاه اجتماعي و در نهايت باورها و اعتقادات شالوده زندگي مشترک را مي سازد. لذا براي دوام يک انتخاب صحيح و پايداري آن استحکام زندگي مشترک علاوه برآنکه انتخاب صحيح موثر است، رعايت کردن اصول حاکم بر زندگي مشترک نيز موجبات پايداري زندگي را فراهم خواهد کرد. در اين باره مي توان به مديريت عاطفي در زندگي، مديريت اقتصادي و مديريت اخلاقي بر زندگي و بسياري از کارکردهاي ديگر اشاره کرد. يادمان باشد عشق،مهرورزي، انتقال محبتهاي کلامي و احساسي، بردباري، گذشت، چشم پوشي، فداکاري، احترام، تفاهم ودرک متقابل هرکدام به نوبه خود مي توانند عاملي در دوام زندگي مشترک باشند. علايق و نيازهاي طرفين، توجه به رشد و شخصيت طرفين، توجه به استعداد و هويت فردي طرفين و بسياري از توجهاتي که زندگي لازم دارد، مي تواند استعداد زندگي خوب را در پي داشته باشد. و معيارهاي نادرست مي تواند از دلايل گسست زندگي مشترک باشد و چناچه باهم تلفيق نشده باشد به اين معنا که همسر گزيني به صورت تک بعدي صورت گرفته است و به عبارت ديگر دخالت ندادن عقل، فرهنگ، ارزش ها و باورها جايگاه ها و پايگاه ها، سن و تحصيلات، هم کف بودن و متناسب بودن زوجين براي يکديگر جزو اين موارد است که پس از ازدواج موجب گسست مي شود. نبود تفاهم، عدم توجه به نيازها و علايق با يکديگر،بي اعتنايي به يکديگر، بي مهري و بي محبتي زوجين، مشکلات اقتصادي شغلي و دخالت هاي غير حرفه اي ديگران و نبود گذشت و چشم پوشي از عيوب و نداشتن تحمل و بردباري در زندگي مي تواند شيرازه زندگي را از هم پاشيده و نهايتا منجر به گسست رابطه زن و شوهر و نابساماني خانواه شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 15:43  توسط علی معین فر  | 

 

جنبش دانشجويي در ايران هميشه در بطن و متن حوادث و تحولات سال هاي اخير كشورمان بوده است تحولاتي كه گاه دگرگوني هاي اساسي را با خود  به همراه داشته است. براي نمونه مي توان به نقش اين جنبش در پيوستن به نهضت سال 1342 امام خميني)ره( و همگام شدن با سران نهضت و همسويي با سيل خروشان ملت در جريان شكل گيري و ظهور پديده انقلاب اسلامي سال 1357 اشاره نمود كه نقشي بي نظير و بعضا پيشرو ايفا كرده است كه البته پرداختن به ابعاد حضور اين جنبش در جريان انقلاب و خصوصا پس از آن و بررسي ميزان تاثيرگذاري اين جنبش خود مجال ديگري را مي طلبد.
    
    
    گاه اين جنبش با همگام شدن با نحله ها و محافل روشنفكري و آزاديخواهي كه خواهان آزادي و عدالت اجتماعي بوده اند در بروز و ظهور جنبش هاي روشنفكري خصوصا روشنفكري ديني و سرانجام در به ثمر رسيدن گفتمان <مردمسالاري ديني> به عنوان گفتمان رايج در ايران نقش بسزايي داشته است.
    
    
    جنبش دانشجويي در ايران اساسا در جهت تبيين جايگاه و نقش خود در جامعه و به تبع آن در معادلات قدرت همواره بر مشي اعتدال ولي با پا فشاري بر اصولي همچون آزاديخواهي، استبدادستيزي و استعمارزدايي پاي فشرده كه البته مرام ظلم ستيزي، عدالت طلبي و آرمانخواهي در آن با توجه به روحيات جواني موج مي زند. اين جنبش علي رغم تلاش تماميت خواهان و انحصارطلبان در هدم آن و سعي در انحراف آن توانسته در هر عصر و زمانه اي با عقلانيت. درايت و تدبير و با اتخاذ تاكتيك هاي متناسب با نوع رويدادها و تحولات آن عصر را كنش متقابل لازم و متناسب را انتخاب و بر پايه آن عمل نمايد. به ميزان افزايش رشد سياسي و بلوغ اجتماعي در دانشجويان و در بدنه جنبش دانشجويي ايران اين نحله توانسته در بزنگاه هاي تاريخي عكس العمل هاي مناسب و دقيق از خود نشان داده كه موج آن عمدتا جامعه را دستخوش تحولات و بعضا خيزش هاي اجتماعي بنمايد. از جمله مي توان به احساس ضرورت واكنش جدي از سوي جنبش دانشجويي در برابر كودتاچيان 28 مرداد 32 براي جبران جراحت و تحقيري كه پس از آن بر ملت رفته بود اشاره كرد. اين واكنش ها و حساسيت هاي به موقع در برابر اوضاع و احوال جامعه و تحولات سياسي كشور بود كه اين جنبش را در صدر ديگر گروه ها و جنبش هاي سياسي قرار داده است. با مروري كوتاه به تاريخ مبارزات مردم ايران وجنبش دانشجويي مي توان اذعان كرد كه روز 16 آذر 32 به عنوان نماد و سمبل مبارزه با استبداد و استعمار شناخته شده است.
    
    
    در واقع پس از كودتاي آمريكايي 28 مرداد سال 32 كه موجب تنفر و انزجار عميق ملت ايران از آمريكا براي هميشه گرديد ياس و نااميدي و به تبع آن خفقان حاكم شده و رژيم وابسته كه توانسته بود با كمك اربابان و دلارهاي آمريكايي بر اريكه قدرت باز گردد درصدد برآمد تا پله هاي حكومت خود را تثبيت كند اما غافل از اينكه مقاومت مردم به طور كامل از بين نرفته و ملت ايران در اولين فرصت خشم و انزجار خود را نشان خواهد.
    
    
     ورود نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا به ايران كه مي آمد تا در حقيقت نتيجه سرمايه گذاري 21 ميليون دلاري خود را كه براي سرنگوني دولت مردمي مصدق هزينه كرده بود را مشاهده كند و نيز با مشروع جلوه دادن رژيم كودتا امتيازات خود را در محيط علي الظاهر آرام پس از كودتا مطالبه كند بهترين فرصتي بود تا ملت ايران و خصوصا جنبش دانشجويي آگاه و هميشه بيدار و متعهد به آرمان هاي ملت ايران صداي اعتراض خود را به گوش جهانيان برساند.
    
    
    در پي تظاهراتي كه در داخل دانشگاه از سوي دانشجويان در اعتراض به ورود كاردار جديد سفارت انگليس در ايران از روز 14 آذر آغاز گرديد و روز بعد به خارج از دانشگاه كشيده شد رژيم كه از خشم ملت و دانشجويان نسبت به خود واربابان آمريكاييش آگاه بود با تمام قوا جهت سركوب جنبش متوجه دانشگاه شد صبح روز 16 آذر گارد تا دندان مسلح رژيم كودتا براي اولين بار وارد صحن دانشگاه تهران شده و حرمت نهاد علم و دانش را به سخره گرفت تا به زعم خود فرياد اعتراض را در نطفه خفه كند اعتراض و انتقاد دانشجويان نسبت به حضور نظاميان در محوطه دانشگاه اين بار موجب هجوم وحشيانه آنها به كلاس هاي درس براي ايجاد رعب و وحشت و گرفتن زهر چشم مي شود و در نهايت هم با رسيدن دستور شليك تير مستقيم به سمت دانشجويان بي پناه براي متفرق كردن آنها منجر به شهادت 3 آذر اهورايي به نام هاي مصطفي بزرگ نيا، مهدي شريعت رضوي و احمد قندچي و موجب زخمي و مجروح شدن تعداد زيادي از دانشجويان مي شود لكه ننگي كه تا ابد بر پيشاني رژيم ماند ولي باعث شد تا خاطره شجاعت و مقاومت دانشجويان و خصوصا شهداي 16 آذر هميشه در خاطر ملت ايران ماندگار گردد. بدين ترتيب برگي ديگر در دفتر تاريخ جنبش دانشجويي ايران به عنوان روز <مقاومت تاريخي> در برابر استبداد و استعمار رقم خورد و به پاس فداكاري دانشجويان به عنوان <روز دانشجو> در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت گرديد. بي مناسبت نيست تا در پايان به عنوان حسن ختام اين يادداشت بخشي از سخنراني شهيد چمران آن مرد بزرگ را كه در رابطه با حادثه 16 آذر با بياني سوزناك كه همسنگ قلمش شيوا ابراز داشته را در اينجا بياورم: <وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم مي بينم صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي اندازد. سكوت موحش بعد از رگبار بدنم را مي لرزاند. آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مي شنوم. دانشكده فني خون آلود را در آن روز و روزهاي بعد براي العين مي بينم....>
    
    
  

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 21:34  توسط علی معین فر  | 

 تحقیقات انجام شده توسط گروه جامعه شناسی خانواده دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی نشان  دهد که بدلیل مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش تورم و اشتغال بیش از حد زوجین، میزان گفتگو میان زوجین در طول شبانه روز به کمتر از 17 دقیقه می رسد.

دکتر غلامرضا علیزاده محقق و استاد دانشگاه  با اعلام این خبر به مشکلاتی که هم اکنون گریبانگیر خانواده هاست اشاره کرد و گفت: در حال حاضر بدلیل نیازها و مشکلات اقتصادی موجود، خانواده ها با مسائل زیادی مواجه بوده و برای گذران زندگی و تامین نیازهای خود مجبور هستند که زن و مرد هر دو کار کنند.

برخی از کارشناسان اجتماعی با بررسی آمارهای مربوط به موضوع طلاق در ایران، معتقدند که این آمار از روندی صعودی برخوردار شده است.

پیش از این معاون دفتر امور آسیب ‌دیدگان سازمان بهزیستى کشور با تحلیل آمار طلاق در کشور گفته بود: آمار طلاق از سال 80 به بعد با شتاب بیشترى نسبت به سال‌هاى گذشته داراى سیر صعودى بوده است. بنا به گفته دکتر غلامرضا رضایی فر آمارها حاکى از آن است که از هر پنج ازدواج در تهران یک ازدواج منجر به طلاق شده است. این در حالیست که برخی کارشناسان اجتماعی آمار فوق را حادتر از اعلام های رسمی می دانند.

در این باره دکتر غلامرضا علیزاده به خبرنگار مهر به تحقیقاتی که در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام شده است اشاره کرد و گفت: آمارهای واقعی حاکی از آن است که در کلان شهرها از هر 4 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود و در شمیرانات که از محله های مرفه نشین تهران است نیز از هر 3 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود.

این جامعه شناس خاطر نشان کرد: در اینگونه موارد بدلیل مشکلات موجود و نداشتن مسکن و درآمد کافی ، بعد از ازدواج خانواده تبدیل به خوابگاه می شود و زوجین یکدیگر را نمی بینند به جر مواردی که می خواهند با یکدیگر در مورد مشکلات کاری و زندگی و نه صحبتهای عاطفی و مهرورزانه ، گفتگو کنند.

این محقق و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند میزان گفتگوی میان آنان به 17 دقیقه در طول شبانه روز کاهش پیدا می کند ، اظهار داشت: تمام این موارد باعث می شود که خانواده ها دچار آسیب شوند بطوریکه طلاق در شهرهای بزرگ افزایش یافته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:58  توسط علی معین فر  |